معين الدين محمد زمچى اسفزارى

191

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

دربارهء امير مظفر عنايت و « 1 » تربيت زياده از اسلاف خود فرمود « 2 » [ و محافظت راهها از اردستان تا كرمانشاهان و راه هرات تا ابرقوه « 3 » و ايالت ميبد « 4 » بجانب او تفويض رفت و بعد از آنكه در آن دولت كارهاى نيك كرد بحكومت شبانكاره اختصاص يافت ] . پس او را مرضى واقع شد و مدت سه ماه امتداد يافت و چون روى به صحت آورد اصحاب حقد و حسد سمقمونيا در نخود آب كرده به دو دادند و مرض عود كرد . تا در ثالث عشر ذى قعده سنهء ثلث عشر و سبعمايه درگذشت . بيت : كدام سرو سهى را زمانه آبى داد * كه تندباد حوادث ز بيخ برنكشيد

--> ( 1 ) - مج : امير مظفر عنايت و تربيت . مك : امير مظفر تربيت . ( 2 ) - عبارت : [ و محافظت راهها از اردستان تا كرمانشاهان . . . شبانكاره اختصاص يافت ] از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 3 ) - ابرقوه : معرّب ابركوه - بركوه ( باضافه - بر - به كوه - يعنى سينه كوه چه بر معنى سينه است ) نام بلوكى است ميانه شمال و مشرق شيراز متصل بكوير يزد و بلوك آباده اقليد . ( فارسنامهء ناصرى ص 171 ) . ( 4 ) - ميبد : بفتح ميم و سكون ياء مثناة تحتانى و ضم باء موحدهء تحتانى نام : دهستان يا بلوك و ناحيه‌ايست از كورهء ( شهرستان ) اصطخر پارس و شهرچه آن را نيز ميبد نامند . ( المسالك و الممالك - اصطخرى صفحه 117 ليدن . ) ( شبانكاره ) : يك بخش از چهار بخش بزرگ استان پارس كه در جنوب و مشرق شيراز واقع است . قصبه و حاكم‌نشين شبانكاره شهر ( ايج ) بوده كه در 746 ه بفرمان امير مبارز الدين از آل مظفر آن را ويران كرده و شهرچهء اصطهبانات را در جاى آن ساختند و چون فرمانروايان شبانكاره - كه آن را اسپهبدان مىگفتند در روزگار ساسانيان خويشاوندان اردشير بابكان بوده و هميشه منصب ( گله‌دار ) و ( ستوربان ) و ( شبانى رمه ) شاهنشاهان ساسانى را دارا بوده‌اند . ازاين‌رو اين سرزمين شبانكاره ناميد شده است . ( فارسنامه - ابن بلخى - الاعلاق النفيسه - ابن رسته ص 92 )