معين الدين محمد زمچى اسفزارى

184

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

آن عتبهء عليه « 1 » دريابد ثواب هفت حج مقبوله در ديوان اعمال او نويسند . اسم ميمومنش على است . و كنيت همايونش ابو الحسن و لقب شريفش : « رضا » و : « مرتضى » ولادة با سعادتش در مدينه بوده سنه « 2 » ثمان و اربعين و مايه . و سبب رسيدن امام بدين ديار و شهادت يافتن آن بود كه در زمان خلافت مامون از اطراف و جوانب علويان خروج ميكردند و « 3 » مامون هميشه از اين حيث پريشان بود « 4 » [ و ممالك مامون نبود . تا بسبب اين معنى ] بارباب فراست و اصحاب كياست « 5 » مشاورت نمود و بعد از تفكير و انديشه بسيار رايها بر آن « 6 » قرار گرفت كه حضرت امام را مامون « 7 » ولى عهد خو گرداند تا طوايف سادات دل بر امامت و خلافت او نهاده ديگر تهييج فتنه نكنند پس چون به حضرت امام بيعت نمودند كه بعد از مامون خليفه باشد اولاد عباس غمناك و ملول خاطر شده گفتند كه مامون بىجهتى و بى موجبى به مجرد توهمى « 8 » اهل بيت خود و آل عباس را از نعمت خلافت محروم ساخت و كار بدان انجاميد كه طايفهء از « 9 » مخصوصان و هواخواهان آل عباس طريق مخالفت و طغيان « 10 » پيش گرفته با عم مامون ابراهيم بن المهدى « 11 » بيعت كردند و نام مامون را از خطبه انداختند .

--> ( 1 ) - مج : زيارت آن عتبه . مك : زيارت عتبه . ( 2 ) - مج : بوده سنهء ثمان . مك : بوده ثمان . ( 3 ) - مج : ميكردند مامون . مك : ميكردند و مامون . ( 4 ) - عبارت : [ و ممالك مامون نبود تا بسبب اين معنى ] از زيادات نسخه مج است . ( 5 ) - عبارت : [ و اصحاب كياست ] از زيادات مج است . ( 6 ) - مج : و از تفكير و انديشه بسيار رايها بر آن . مك : و بعد از انديشهء بسيار بر آن . ( 7 ) - مج : امام را مامون ولى . مك : امام را ولى . ( 8 ) - مج : بىجهتى و بىموجبى به مجرد توهمى اهل . مك : بيجهتى و موجبى مجرد توهم . ( 9 ) - مج : طايفهء از مخصوصان . مك : طايفهء مخصوصان . ( 10 ) - مج : مخالفت و طغيان پيش گرفته . مك : مخالفت پيش گرفت . ( 11 ) - مج : ابراهيم بن المهدى بيعت . مك : ابراهيم بيعت .