معين الدين محمد زمچى اسفزارى
162
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
از آن كشور خجسته اثر برين وجه است كه صاحب سعيد شهيد خواجه نظام الملك طوسى طاب مثواه در كتاب سير الملوك « 1 » - كه از تصانيف اوست آورده - كه « 2 » : چون منصب خلافت به مكان سليمان ابن عبد الملك كه عاليجاهترين خلفاى بنى اميه بود زينت يافت روزى گفت كه ملك من از ملك سليمان نبى عليه السلام « 3 » كمتر نيست الا آنكه وحوش و طيور مسخر او بودند ديگر از ملك و مال و گنج و تجمل و مواد ملكدارى و اسباب عظمت و فرماندهى و كامكارى آنچه مرا « 4 » ميسر است در عالم كراست . ؟ لشيخ نظامى « 5 » چون فلكم بر سر گنج است پاى * لا جرمم سخت بلند است راى همّتم از قامتم افزونتر است * دورم از اين دايره بيرونتر است يكى از بزرگان گفت كه « 6 » بهترين چيزى كه ملك و ملك را بدان احتياج است و پادشاهان بدان مبتهج و مباهى بودهاند خليفه ندارد . گفت آن چيست كه ديگر آن را بوده است و مرا نيست « 7 » ؟ گفت تو پادشاهى و پادشاهزاده ترا وزيرى بايد وزيرزاده و « 8 » فاضل و كافى و راست قلم و مبارك قدم گفت : وزيرى « 9 » چنين در عالم توان يافت ؟
--> ( 1 ) - مقصود كتاب « سياستنامه » خواجه نظام الملك طوسى است كه موجود و مطبوع است . ( 2 ) - مج : آورده چون . مك : آورده كه چون . ( 3 ) - مج : سليمان نبى كمتر . مك : سليمان نبى عليه السلام كمتر . ( 4 ) - مج : آنچه مرا ميسر . مك : آنچه ميسر . ( 5 ) - مج : لشيخ . مك : شيخ . ( 6 ) - مج : گفت بهترين . مك : گفت كه بهترين . ( 7 ) - مج : آن چيست كه ديگران را بوده است و مرا نيست ؟ گفت . مك : آن چيست ؟ گفت ( 8 ) - مج : وزيرزاده و فاضل . مك : وزيرزاده فاضل . ( 9 ) - مج : وزيرى چنين . مك : وزير چنين .