معين الدين محمد زمچى اسفزارى

156

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

بقعهء رفيعه « 1 » داشته‌اند . و بعضى آثار آن هنوز باقى است . و مردم آن ديار را مظنّه آنست كه در زوايا و خفاياى خرابهاى « 2 » آن گنجها و خزانها مدفون باشد . « 3 » و مزارات معمور با مداخل و موقوفات موفور كه در آن ديار است شايد كه « 4 » در هيچ اقليمى نباشد . مثل : « خواجه عكاشه » و « خواجه عبد الملك پارسا » و « خواجه ابو نصر پارسا » و غيرهم رحمة إله عليهم « 5 » . « 6 » [ و از جمله نوادر زمان خلافت همايون بتاريخ سنه خمس و ثمانين و ثمانمايه كه حضرت سلطنت شعارى معين السلطنه و الدين سلطان بايقرا طيب إله ثراه و الى آن حوالى « 7 » ، بسبب ظهور مرقد مقدس حضرت شاه اولياء امير المؤمنين على المرتضى رض در آن زمين فردوس آئين امر غريب واقع شد كه هرگز در بسيط آفاق كسى مثل آن نديده بود و نشنيده چنانچه از تمامى ممالك و مسالك خلايق بسيار و طوايف بيشمار روى بدان ديار نهادند ، و در موقفى نشان مضجع ارفع حضرتش ميدادند از سر نياز بقدم تعظيم و اعزاز و شهرة عام و اشاعت تمام يافت كه هركه مفلوج و مغلول و مزمن و معيوب و شل و نارو و مريض و نابينا كه بدان آستانه ميرسد بامر كن فيكون صحت و عافيت يافته سالم و غانم مراجعت مينمايد ، و نذورات بيحد از اغنام و مواشى و صامت و سايم و عروض و اسباب و قاعد و قايم چندان اموال حاصل آمد كه انگشت تعجب محاسبان از عقد كميت آن در دندان « 8 » تحير ماند . و تا مدتى آن صحراء از ازدحام

--> ( 1 ) - مج : بقعهء رفيعه داشته . مك : بقعهء داشته . ( 2 ) - مج : در زواياى خفاياى او . مك : در زوايا و خفاى آن . ( 3 ) - مج : و خزانها مدفون باشد . مك : و خزانهاست مدفون . ( 4 ) - مج : شايد در . مك : شايد كه در . ( 5 ) - مج : خواجه عبد الملك پارسا و امير شرح ( كذا ؟ ) و غيرهم رحمة إله عليهم . مك : و خواجه ابو نصر پارسا و غير آن رضى إله عنه و رحمة إله . ( 6 ) - عبارت : [ و از جمله نوادر زمان خلافت همايون بتاريخ . . . و بعضى از حالات اين واقعه كه در هرات حادث شده در محل ديگر تحرير خواهد يافت ] تماما از زيادات نسخهء مج است و در نسخه‌هاى مك . س . مد ندارد . ( 7 ) - كذا ؟ ( 8 ) - در اصل ( دردنان ) كه ظاهرا دندان يا دهان بوده .