معين الدين محمد زمچى اسفزارى

151

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ديگر از ولايات نزديك بهرات قصبهء كروخ و پاشتان « 1 » است آب و هواى خوش دارد ، و اشجار و ميوهاى خوب و مزروعات و محصولات مرغوب ، و از منازل متبركه كه « 2 » در مضافات كرخ مزار « 3 » خواجه محمد عباس است كه فيض تمام دارد ، و مردم از هرات و توابع به زيارت آن مقام « 4 » ميروند . « 5 » [ در تاريخ هرات شيخ ثقة الدين عبد الرحمن فامى رح آورده است كه ميان اهل كرخ و مردم پاشتان به جهت آب مباحثه و مناقشه پيدا آمد بسبب آنكه مردم كرخ آب بخلق پاشتان نميدادند و گفت و شنيد ايشان باينجا انجاميد كه بقاضى گفته شد ، قاضى از اهل پاشتان گواه طلبيد كه ايشان حقابه داشته‌اند مردم پاشتان گفتند صد و پنجاه هزار

--> ( امير شيخم سهيلى ) : از امراء بزرگ سلطان حسين ميرزا بايقرا بوده و ذوق و قريحهء شعرى داشت ليلى و مجنون شيوائى سروده ، و مولانا حسين كاشفى كتاب « كليله و دمنه » را بنام او نوشته و بمناسبت تخلص او به « انوار السهيلى » موسوم گردانيده است . ( مجالس النفائس - امير عليشير نوائى . حبيب السير - خواندمير . تذكره دولتشاه سمرقندى - قاموس الاعلام ) . ( 1 ) - كرخ و پاشتان ، در متن كرخ و در فرهنگ برهان قاطع و آنندراج كروخ با واو نوشته شده حافظ ابرو مينويسد : « ولايت كروخ بر شرقى شمال هرات است در قديم بسيار معمور بوده و قريب پانصد مزرعه داشته و زمين كروخ متصل مىشود بعرصه بادغيس و آب رودخانه و كاريز هردو دارد و هوايش ييلاقى است » . و همو در اوصاف بلوك ( غوروان ) ميگويد : و قريهء « پاشتان » از قراى مشهورهء بلوك غوروان مىباشد . ( جغرافى حافظ ابرو ورق 167 ) . ( 2 ) - مج : متبركه كه در . مك : متبركه در . ( 3 ) - مج : كرخ خواجه . مك : كرخ نماز خواجه . ( 4 ) - مج : آن مقام . مك : آنجا . ( 5 ) - عبارت : [ در تاريخ هرات شيخ ثقة الدين عبد الرحمن فامى رح . . . . . بر اهل كرخ غالب آمدند و تا غاية استمرار يافته ] تماما از زيادات نسخه مج است و در مك ندارد و در نسخه مك بعد از عبارت : « و مردم از هرات و توابع به زيارت آنجا ميروند » روضهء پنجم شروع شده است .