معين الدين محمد زمچى اسفزارى

114

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

اين مصرع ديگر « 1 » مرا اتفاق افتاد مطابقه مقتضى حال را كه . ع : كه اكنون ز يمن مقدمت دارد بجنت افتخار . و امير جلال الدين « 2 » فرخ‌زاد طبسى - كه ارشد احفاد عظام امير نور الدين جلال الاسلام است كه از اعيان دولت حضرت امير بزرگ تيمور گورگان « 3 » بوده - در خلال همين سال كه بتحرير اين اوراق مؤلف را اشتغال مىبود بطريق عبور بدان ولايت رسيده بود ، و در ظلال اشجار او آسوده « 4 » و از زلال آن انهار او تجرع نموده و رياض و حياض او را ديده « 5 » و از اطراف نزه و اصناف فواكه او مستفيض گشته ، اين رباعى بنظم آورده بود و پيش من فرستاد . رباعيّه : سبزار ز روضه يادگارى بودست « 6 » * سبزار مخوان كه سبزه‌زارى بوده است صحراش كه رشك مرغزار ارم است * در فصل خزان تازه بهارى بوده است من نيز اين دو بيت به همان قافيه و رديف آن رباعى ساختم . رباعيه : سبزار كه خرّم چو بهارى بودست * از ره گذرى شاه سوارى بوده است هرلاله و سبزهء كه آنجا بينى * روى بتى و خطنگارى بوده است

--> ( 1 ) - مج : اين مصرع ديگر . مك : اين مصرع مرا . ( 2 ) - مج : جلال الدين فرخ . مك : جلال فرخ . ( 3 ) - مج : امير بزرگ بوده . مك . س : امير بزرگ تيمور گورگان بوده . ( 4 ) - مج : او آسوده مك : اشجار او و از زلال . ( 5 ) - مج . س : تجرع نموده و رياض و حياض او را ديده و از . مك : تجرع نموده و از . ( 6 ) - سبزار : اسفزار را گاهى سبزار و گاهى سبزوار نيز ميگفته‌اند : امين احمد رازى گويد : « اسفزار : الحال بسبزار اشتهار دارد و در زمان سابق قلعهء در آن ناحيه بوده موسوم بحصار مظفركوه » ( هفت اقليم امين احمد رازى نسخهء كتابخانه ملى ملك ) .