ناصر الدين شاه قاجار
40
روزنامه سفر مازندران ( فارسى )
ابراهيم خان و ناظم خلوت فرياد زدند توى جنكل كه شايد سوارهائيكه در پهلوى آفتاب كردان كذاشته بوديم ملتفت شده باثر صدا پيش ما بيايند هيچ معلوم نشد و فرياد و صداى ما به آنها نرسيد اين چند نفرى كه با من بودند اينها هم در جنكل متفرق شدند كه بلكه راهرا پيدا كنند هوا مه بود و تاريك معلوم نبود بكدام سمت بايد رفت تا كمكم هوا صاف شد بواسطه تعيين نقاط اربعه از حركت آفتاب