ناصر الدين شاه قاجار

183

روزنامه سفر مازندران ( فارسى )

رسيديم بكالسكه نشسته رانديم بين راه غلامها چند مرال زده آوردند يك مرال بزرك بدرياى بزرك زده بود سوارها كرفته در بين راه كه مىآورده بودند مرده بود آقا وجيه با ما بود بعد كه ما رفتيم با سارى اصلان رفته بود شكار قرقاول كند هزار قدم زير قلعه مرال بزركى كه از ما كريخته قايم شده بود زده بودند آقا وجيه ميكفت من زده‌ام بعد معلوم شد اختلاف پيدا كرده كفتند