ناصر الدين شاه قاجار

8

روزنامه سفر مازندران ( فارسى )

سوار شده تاختم شكارها بركشتند به طرف كوك داغ چند جا نزديك شديم اما باز تيررس تفنك نبود دور بودند تا اينكه شكارها را كم كرديم ميرشكار از بالاى كوك داغ متصل داد ميزد من پياده قدرى كشتم زمين خوردم سينه‌ام هم درد ميكرد كلو خشك شد عرق زياد كردم بعد سوار شده بركشتم ديدم سوار زيادى رو به من ميتازد ميرزا عبد اللّه خان آمد كه شكار را همانجا كه تفنك انداخته بوديد