ناصر الدين شاه قاجار
12
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى )
گاهى يك درد غريبى مىگرفت ، بسيار بد . خلاصه ديشب با خانم نمكى . . . « * » شدهايم . رفتم سر راه سوار كالسكه شده رانديم . طرفين راه همه هر ده ماهور است . طرف راست ماهور است الى مىرسد به كوههاى بزرگ و همچنين طرف چپ ده كاوند معروف يارى پشت كوه دست چپ است . كوه دست چپ كه الى حال راست به طرف مغرب مىرفت . در محاذى ده نيكيجه كوه بزرگ بلند سختى پربرفى تشكيل مىدهد مشهور به كوه دمرلو كه ييلاق شاهسونهاست . بعد رشتهكوه مىرود رو به جنوب . خلاصه از درهاى گذشتيم كه رودخانه سارمساقلو مىآمد مىرفت به زنجانهرود قاطى مىشد . خيلى آب داشت . راه از رودخانه به طرف دست راست دور شد الى دو فرسنگ . بعد از رودخانه نيكيجه گذشتم . اين رودخانه هم خيلى آب داشت و مىريزد به زنجانهرود و مىرود داخل قزل اوزن شده به درياى خزر مىريزد . از سفيدرود هر ده « * » ماهور ، همهء عالم اينجا جمع است . اما راه كالسكه خوب است . راه به رودخانه نزديك شد . رسيديم اردو امروز 4 فرسنگ راه بود . چادرها را لب رودخانه زدهاند . ده نيكپى بزرگ است . يك كاروانسراى قديم دارد . بايد ان شاء الله تعمير شود . در اين اطراف ايلات رشوند قشلاق دارند . روز جمعه 15 [ ربيع الثانى ] : به آقمزار كه از املاك مظفر الملك است رفتم ، يعنى به سرچم دور بود ميان منزل قرار داده بودند ، آبادى ندارد سيورسات جمع كرده بودند . بالاتر از آن دهى هست كه سرده مىگويند ، اينجا زمينهاى اوست . چاپارخانه دارد ، همه جا از كناره رودخانه
--> * يك كلمهء نامناسب حذف شد . * در چاپ سنگى همه جا بجاى « هر ده ماهور » « دره و ماهور » به كار رفته است .