قهرمان ميرزا عين السلطنه

7680

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىدهم . اما چه كنم كه اميرنظام و اين حضرت‌والا مرا مجبور نموده‌اند . بعد شرحى در فوايد سفرهء روى زمين ذكر مىكند و معذرتها مىخواهد كانّه معصيتى كرده است . من سال اول كه به خانهء اين آدم رفتم كه در حقيقت هوتل و مضيف همه واردين محترم است ديدم ناهار را انداختند . چه قسم ، اول سفره پهن كردند . نان اطراف آن گذاشتند ( مثل قديم خودمان ) . بعد دو مجموعهء بزرگ وسط سفره گذاشتند كه ظروف غذا توى آن مجموعهء مسى بزرگ بود . بعد تكليف خوردن كردند . غذا خوردن به آداب قديم سيف الشريعه از سادات قم سر سفره بود با حاج سيد مجتبى و يك نفر ديگر . فقط يك چنگال و قاشق براى من گذاشته بودند . سيد با دست حنا بسته مثل آن‌كه از قحطى درآمده دست خود را دراز كرد از ميان كاسهء آبگوشت من گوشت برداشته توى كاسهء خود انداخت و شروع كرد به بلعيدن . من متحيرانه نگاهى به وى كردم و بعد از غذاى ديگر خوردم . متعاقب آن سعيد الممالك گيلاسى دوغ برايم ريخت در گيلاسى كه خودش از آن خورده بود . بعد قاشق كوچك را كه در ظرف ترشى بود بيرون آورده در دهان خود شستشو داده با آن نمك از نمكدان برداشته توى گيلاس دوغى كه براى من احتراما ريخته بود انداخته و برهم زد و با دو دست جلوى من آورد . من گرفتم و به سمت ديگر خودم گذاشتم . گفت چرا ميل نكرديد . گفتم بعد عرض مىكنم . ناهار به اين شكل صرف شد . بيرون كه رفتند حاجى سيد مجتبى به سيد توپيده بود . من شب و روز ديگر هم تحمل اين ماجرا را كردم . آداب سفره در اروپا اتفاقا در سر سفرهء ما حاجى وثوق پيشكار اميرنظام كه دو سه سال با مرحوم امير نظام اروپا توقف داشت حاضر شد . صحبت از اروپا و سفرهء آنها شد . يك‌مرتبه در حالى كه سعيد الممالك قاشق خود را توى كاسهء ماست ديگرى فرومىبرد گفت يكى از عادات مذموم بد در اروپا اين است كه شخصى قاشق خود را داخل غذاى ديگرى بنمايد . يك مرتبه مثل اين‌كه دستهء قاشق زبان مارى باشد سعيد الممالك از دهان خود دور كرد . اينجا به قول قماربازها « دو » به دست من افتاد و او را مجبور كردم سر ميز و با يك ترتيبى تا من آنجا مىروم غذا بدهد .