قهرمان ميرزا عين السلطنه

7642

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كاه خريدار ندارد . مميزى جديد ، ماليات را اضافه [ كرده ] و به هر چيزى ولو در آن آبادى نرويد ماليات بسته [ شده ] است . مباشرين ترياك سخت‌گيريهاى غيرمشروع مىكنند كه بعضى اوقات در نتيجه تمام هستى رعيت از بين مىرود . ماليات دخانيات و بلديه اضافه شده ( از كاغذ سيگار كه يك شاهى قيمت داشت هفت شاهى اضافه مىفروشد و الان كاغذ سيگار دانه‌اى دو عباسى است ) . اجناس و امتعهء اروپا هم كه حوائج ضرورى آنهاست چندين برابر [ شده ] و بطور غيرمعقول بالا رفته . از همه بدتر صنعت قالىبافى و تهيه و فروش آن طورى عقيم مانده كه شايد فراموششان شده باشد كه چنين پيشه و حرفه‌اى در خانوادهء آنها وجود و رواج داشته است . اين را هم متذكر شوم كه مالياتهاى غيرمستقيمى را هم رعايا امروز متحمل هستند كه براى آنها سابقه نداشته و حالا هم نمىدانند ، از قبيل گمرك قند ، چاى ، شكر و اجناس و نواقل . دو چيز اين فقر و فلاكت كه باعث تحريك و جنبش آنها برعليه مالك شده و كمكهاى عمده مىكند ثبت اسناد و املاك و ماليات ارضى جديد [ است ] كه دايم بين آنها و مالكين توليد مشاجره و نزاع نموده است . ثبت اسناد مىخواهد از فردفرد رعايا به عنوان اعيانى پول بگيرد و ورقهء مالكيت بدهد . ارباب بخواهد جزو ملك خود بدهد رعايا به گفتهء او حق الثبت را نمىدهند . نخواهد بدهد اين ثبت اعيان آنها يك زحمت و خسارت فوق العاده وارد مىكند كه از رعيتى خود تا درجه‌اى باز مىمانند ( چه كند ثبت هم كه اجبارى است . روز به‌روز هم به حق الثبت اضافه مىشود ) . در غالب دهات هم در اصل موضوع كه اعيان و عرصه باشد بين مالك و رعيت منازعه [ است ] و ختم آن به دخالت مصلحين طى نمىشود . به عدليه هم براى آن‌كه بايد پول بدهند وكيل تعيين كنند و مدتها طول دارد تا محاكمه شود نمىروند . ماليات ، مميزى 1307 فى الجمله عادلانه بود و تا ده سال دولت مقرر داشته بود دوام كند ( بسيارى از املاك همدان را خالصه قلم‌داد كرده بودند ، من جمله كوريجان و ما براى مميزى سيصد و پنجاه تومان و با اسناد سيصد ساله كه در دست داشتيم براى عدم خالصه‌گى آن دو هزار تومان پول رشوه داديم تا ماليات آن كسر و ملكى آن را تصديق كردند ) . يك‌مرتبه ملغى [ شد ] و مميزين جديد از كل عايدات مالك و رعيت بطور غيرعادلانه ماليات بستند و واسطهء وصول مالك را قرار دادند . مالك مطالبه مىكند رعيت نمىدهد . به ماليه گفته مىشود با عدم اقتدار ما تقويت شما لازم است . جواب مىدهد به من مربوط نيست . به حكومت گفته مىشود مىگويد وظيفهء من نيست . هر دو اداره هم محق هستند . زيرا به آنها حكمى نشده . مرجع تظلمات هم عدليه است كه اصلا قانونى در اين باب براى آن وضع نشده .