قهرمان ميرزا عين السلطنه

7638

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نيست . اين انقلاب در كوريجان بود . تا خانوادهء من آمد خدمت عباس و مسعود جوقباشيها رسيدند . دو من روغن هم تقديم كردند اما بيگار ندادند ، خصوصا براى قنات كه از همه لازمتر بود . من هم كه ناخوش توى آن اطاق ولد الزنا خوابيده نوشيروان ميرزا در تجريش آب خنك و هواى جيد مىخورد . كارى هم از دستش ساخته نيست . افخم الدوله هم كارهاى ديگرى دارد و براى يك دانگ هرگز كوريجان نمىرود . جوق - بنه مختصر من آمدم . سه روز بعد از من سر بلوكها ديدن كردند . يك برهء كوفتى [ آوردند ] . هر پنج جفت يك جوق [ است ] و رئيس آن را جوقباشى مىگويند . اينجا بيست و چهار جوق است . جوق را « بلوك » هم مىگويند و ساير جاها مثل طهران « بنه » مىگويند . بعد رفتند عريضه نوشتند . من چند نفر از فضولهاى آنها را خواسته بعد از نصايح و جواب مطالب بىمعنى آنها توپ‌وتشر زدم كه هركس مايل است به اين نسق باشد ، نه برود جاى ديگر . رفتند شيخ محمد حسن ملاى مهاجران ، حاج حسنقلى كدخداى آنجا را به شفاعت آوردند . باز من بناى عربده را گذاشتم . ديگر شمر جلودارم نمىشود . سه كوت مىكنم ، پنج دو مىكنم ، ماليات را دولت از كل عايدات مىخواهد . بايد سهم خود را بدهند . اينها رفتند آمدند كه همه نسق قديم را قبول دارند ، سواى حمل غله به شهر . من گفتم پس بايد از جاى ديگر عوض بدهند . اين هم تقصير خودم شد سه سال اين تحميل را نكرده و سالى مبلغى كرايه دادم ، شيرك شدند و حالا به روى من برخاسته‌اند . گفتم اين بماند تا از شهر برگردم . آمدن به شهر با زينب و عباس و بهمن ، يك كلفت و عباسقلى بيستم شهريور شهر رفتيم خانهء عبد اللّه ميرزا كه به شركت آقاخانى پسر اسد الملك گرفته . خانهء كثيف تنگ داراى دو بالاخانه و سه اطاق منحوس تحتانى . يك كلفت « ميمئى » « 1 » دارند كه مىگويند صيغهء آقاخانى است . همه كار آنها را بايد بكند و البته از عهده برنمىآيد و همه چيز كثيف است . اين خانم را دكتر مىنامند و با همهء مشغله‌اى كه دارد بايد براى آقاخانى ضرب بگيرد و آواز هم بخواند .

--> ( 1 ) - ميمه - يكى از بخشهاى كاشان سر راه شوسهء اصفهان .