قهرمان ميرزا عين السلطنه
6788
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
جرايد ديگر براى اغفال عوام طهران و مخفى داشتن از علماء اين مسئله را تعقيب نكردند كه ناهيد پرده برداشت . انگليس در موقع جنگ به خيال الغاى خلافت و تخريب دول اسلامى افتاد . تركيه را انجام داد ، شروع به ايران نموده است . منتظر يك همچو مقاله بايد بعدها در باب ايران از جرايد خودمان يا جاهاى ديگر بود . بيرق سرخ - وكلاى سرنيزه يك ساعت به غروب امروز مانده بيرق سرخ به اهتزاز درآمد . شانزده يا هفده نفر با يك بيرق سرخ به سمت مجلس رفتند و رؤساى آنها با هيئت رئيسهء مجلس مذاكرات نمودند كه در جرايد ذكر نبود و از كسى هم نشنيدم . مدرس در باب وكلاى سرنيزه نطقى كرده بود . در نتيجه [ اعتبارنامهء ] نورىزادهء مسخره وكيل مازندران با رأى مخفى رد شد . مقالهء شفق سرخ يكشنبه دهم - امروز « شفق سرخ » در سرمقالهء خود اين عبارت را نوشته بود : « خون مىخواهم » ( برو سلاخخانه ) و در تحت اين عنوان ديگر هرچه بايد تهديد كند و خونريزى كند نوشته بود . تمام قاجاريه را بايد كشت كه كامران ميرزا لواط كرده ، ناصر الدين شاه جندهبازى . پس از همهء اين حرارتها مىنويسد اين جملهء مقدس براى مملكت عرفانپرور ايران زياد است . قصر سلطنت را خراب كنيد ، قجرها را زير پايتان لگدمال . پاى دار و گيوتين ببريد ، چه و چه . يحتمل از فردا جرايد ديگر هم شروع كنند . عجلهء سردار سپه عصر در مسجد شاه نطق كردند . دو بيرق سرخ بالاى منبر و پائين بود . زن و مرد جمع بودند ، تمام فحش و ناسزا . يارى خواستن از بازارى . بعد در پنجاه درشكه جماعتى نشسته خانهء رئيس الوزراء رفتند تكليف بخواهند . سردار سپه ولع و عجلهء زيادى دارد كه تا روز تحويل كار بگذرد . دكان حاجى شيخ عبد الحسين رفتم غرق تلگرافات ولايات بود كه براى هيئت اصناف كپيه مىآيد . گفت از ديروز عصر الى حال سيزده تلگراف هريك هشت صفحه و تا 1780 كلمه بعضى آنها هست و اين پولها را معلوم است كى مىدهد ( كلمهاى دو عباسى است ) . پول مىدهند زور هم دارند . البته در مقابل آنها تسليم بايد شد .