قهرمان ميرزا عين السلطنه

6784

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شب مجلس كرديم صلاح نديدند اين عده بروند . فقط پانزده نفر تعيين شد بروند و نيز قرار شد اگر از اين صحبتها بنمايد ، تمام را از جواب طفره زده اين شاخ و آن شاخ بيندازيم . صحبتهاى سردار سپه چهار ساعت به ظهر مانده ديروز رفتيم . آقاى تدين خلوت داشت . در باغ نشستيم . بعد ميرزا احمد خان آمد و ما را برد وارد اطاق بزرگ شديم . تدين هم بود . براى احترام ما از روى صندلى نيم‌خيزى كرد و با سر بطور عمومى احوال پرسيد . همه نشستيم . گفت كسبها چطور است . گفتيم بسيار بد ، پول در بازار نيست ، امتعه روزبه‌روز نازل مىشود ، مردم كم خريد مىكنند . گفت كسبه از اغتشاش مملكت خيلى استفاده بردند . از اين حرف همه به هم نگاه كرديم . بعد حاجى محمد تقى بنكدار ( علم‌دار و ناظر ايام مشروطه و سفارت انگليس كه حالا مثل خر پشيمان و به كلى متروك شده است ) جواب داد ما هيچ وقت از اغتشاش صرفه نبرديم ، الساعه هم تشكر داريم ، امنيت حاصل شده و راهها باز است . فرمود كسب به تجارت چه مربوط است . ميرزا احمد خان گفت اينها هم كاسب هستند هم تاجر . بنكدار گفت تجارت با كسب مخلوط هم هست . اين حاجى محمد حسين بلورفروش كه حاضر است سالى دويست هزار تومان دادوستد مىكند . بعد گفت همه‌جا نان ارزان شده است ، خوب است در طهران هم عيدى به مردم مرحمت فرمائيد . اين بيست تومان كه دولت قيمت گذاشته شانزده تومان عايد مالك و رعيت نمىشود و بيست و سه تومان به نانوا مىدهند . فرمودند فكرى مىكنم . بعد اين حرف را زد : آنقدر تقدس مآبى نكنيد . فريب چند ذرع چلوار را آنقدر نخوريد ، همگى تو هم رفتيم كه از بشرهء ما حس كرد خوب حرفى نزده و گفت همه‌شان را نگفتم . ما هيچ به اين حرف جواب نداديم . اسلامبولچى گفت اين روزنامه‌ها خيلى بد مىنويسند ، خيلى بىاحترامى مىكنند . خصوصا اين مطالبى كه از زنها نوشته مىشود . قدرى تند شده گفت چه كنم ، جواب بدهيد . بعد سكوت كرده مجددا گفت تلگرافات را نمىخوانيد انقلاب است ، اما معقول . ديگر ما هيچ نگفته برخاستيم . تدين گفت براى روزنامه‌ها هم ترتيب داده شده به موقع اجر گذاشته خواهد شد . خيلى غرور و نخوت داشت و از آن صحبت چند ذرع چلوار هم معلوم شد از همه خودش بىديانت‌تر است .