قهرمان ميرزا عين السلطنه
6770
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هميشه مالك اين ملك ملت است كه داد * سند به دست فريدون ، قباله دست قباد مگوى كشور جم ، جم چه كاره بود و چه كرد * مگوى ملك كيان ، كى گرفت كى به كه داد به زور بازوى جمهور بود كز ضحاك * گرفت داد دل خلق كاوهء حداد شكسته بود كه امروز بود از صد جاى * چو بيستون سر خسرو ز تيشهء فرهاد كنون كه مىرسد از دور رايت جمهور * به زير سايهء آن زندگى مبارك باد پس از مصيبت قاجار عيد جمهورى * يقين بدان بود امروز بهترين اعياد خوشم كه دست طبيعت گذاشت در دربار * چراغ سلطنت شاه بر دريچهء باد به يك لكات اروپا بباخت خود را شاه * در اين قمار كلان تخت و تاج از كف داد تو نيز فاتحهء سلطنت بخوان عارف * خداش با همه بدفطرتى بيامرزاد خراب كشور ما را هر آنكه باعث شد * كزين سپس شود آباد خانهاش آباد مارش جمهورى « 1 » - 1 - روى دلكش موى ديجور * روى اندر موى مستور دست كز اين غرفه اين حور * كو كشد جز دست جمهور ساقى از اين دور خسته * ساغر زرين شكسته مطربا اى پى خجسته * پاره كن اين سيم ناجور آخر درد است و مستى * پست پادشه پرستى
--> ( 1 ) - از روى چاپ برلين اصلاح شد .