قهرمان ميرزا عين السلطنه
6767
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تجديد حيات اجتماعى ( مقالهء ميهن ) « ميهن » باز تحت عنوان « خلع احمد ميرزا - تجديد حيات اجتماعى » شرح داده بود . از طلوع آفتاب عالمگير اسلام ، حملهء جيوش عرب تا سيم حوت 1299 مملكت ايران در تحت حكومت فاتحين زندگانى نموده است . پس از آن شرحى مىدهد كه خلفا راشدين فقط مايل به بسط شريعت اسلام بودند اما از ضربتى كه به دربار با عظمت سلاطين عظيم الشأن اين مملكت وارد شد ديگر نتوانستند از خود حكومتى داشته باشند . تركهاى خونخوار و مغولهاى كينهجو كه تا آن روز حلقهء عبوديت پادشاهان با عز و شأن ايران را در گوش داشته و خصومت چندين هزار ساله را در دلهاى پردرد خويش ذخيره كرده بودند اين فترت را غنيمت شمرده و در عين بىديانتى ديانت حقهء اسلامى را حربه قرار داده و تا مدتى مهد سيروس و آرامگاه اردشير بابكان عرصهء تاختوتاز يك مشت ترك تنگ چشم و قسى القلب گرديد . . . « 1 » از آن روز تا طلوع رضا خان پهلوى نژاد ( پهلوى سجل احوال اوست ) - به استثناى يكى دو نفر امثال نادر و كريم خان آن هم در يك مدت كوتاه - هميشه ايران در زير قيد اسارت اجانب مخصوصا حكومت مغولها نشو و نما نموده است ( نادر ، افشار بود و ترك . نسب خود را هم به گوركانيه رسانيد . آقا سهو فرمودند ) . فقط و فقط تفاوتى كه داشته و تغييراتى كه در خانوادههاى سلاطين رخ مىداده است باز در ميان طوايف و قبايل خود آنها بوده است . يك روز چنگيزيان اين ملت بدبخت را قتل عام نمودند ، روز ديگر تيموريان عنان خونريزى را از كف آنها ربوده و اين گوى افتخار را در ميدان بربريت برده و بالاخره يك زمان قاجاريّه آتش شهوتپرستى و حرص و آدمخوارى خويش را در اين مملكت خاموش نمودند . فقط ايرانى و اسم ايران در سايهء يك خاصيت بىنظير و مهمى تا امروز زنده مانده است و آن تحليل بردن هر حكومتى و فاتح اجنبى است كه به فاصلهء كمى نهتنها آن فاتح را در خود مستحيل نموده و شكل ايرانيت به او مىدهد بلكه سرزمين و مملكت فاتحين بزرگ را هم تحليل برده و جزو ايران نموده است ( نمىفهمم مثلا هلاكو خان كه اينجا سلطنت مىكرد ، پادشاه مغول خود را بنمايد يا لباس مغولى بپوشد نه پادشاه ايران ) . هزار سال است طوايف مختلفه و سلاطين مقتدر ترك متصل به ايران هجوم آوردهاند و در اين مملكت پادشاهى مىنمايند ، نهتنها حكومت تركى نتوانستند تشكيل بدهند بلكه تا قبل از اقتدار حكومت روسيه پيوسته قطعهء تركستان يعنى مسقط الرأس همان
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .