قهرمان ميرزا عين السلطنه
6764
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كيها بردند و خوردند به خداى لا شريك له از همهء آن پولى كه مظفر الدين شاه خرج كرد و از تمام آن قرضى كه كرد صد دينار به حبيب و كيسهء عز الدوله و پسرهايش ، عزيز الدوله و پسرهايش ، ركن الدوله و پسرهايش و ساير نزديكانش وارد نشد . اما همه بردند ، همه خوردند ، آلاف الوف گيرشان آمد . مشير الدوله نصر اللّه خان پدر اينها ، ارفع الدوله سفير پطروگراد ، اتابك امين السلطان كرورها بردند . من به خاطر دارم و جلسهء اول كه بيست و پنج كرور مظفر الدين شاه قرض كرد ، بيست و پنج كرور روسها تعارف و تقديم دادند ، حتى علماى آن عهد بىنصيب نماندند كه امضاء كردند . بيشتر تعارف در وزارت خارجه و دستگاه امين السلطان مصرف رسيد و حالا ما گناهكاريم و تبعيد بايد بشويم ، آنها ايرانى پاك مالك آب و خاك . اشتباه سردار سپه سردار سپه خيلى عجله كرد ، شاه حقيقى او بود ، احمد شاه آلتى به دستش [ بود ] كه مىتوانست همه كار را به اسم او بكند و به واسطهء شاه سلطنت مستقلهء او لايزال بود . اما ديكتاتور يا رئيس جمهور شود اگر كوه دماوند باشد انگليس يا مردم او را نرم مىكنند . « فواره چون بلند شود سرنگون شود . » هركس اين راه را به غير انگليس پيش پاى او گذاشت دوست نه ، بلكه دشمن نادان بود . وضع ايران امروز آن عناصر مشروطهطلب كه بدان حدت و حرارت بودند بعضى به سيئات اعمال خود گرفتار [ ند ] . برخى كه تقصيرشان كمتر بود منزوى ، خانهنشين ، بيكار ، فقير ، پريشان روزگار ، از كردهء خود نادم و پشيمان ! گروه تازهنفس ديگرى روى كار آمدهاند كه اگر عمرى باشد حال اينها را هم تماشا مىكنيم « 1 » مگر تبعيد شويم به افريقا برويم كه خوشى و راحتى ما همان روز است . امروز در ايران دارا و ندار در زحمت و مبتلاست . ده ، ملك ، پول ، كسب ، تجارت ، نوكرى ، رعيتى همه همه اسباب زحمت و مرارت شده . گندم ده تومان ، گاوميرى به همهجا سرايت كرده . يك گاو مىمرد چهل تومان بايد داد از لرستان كه گاو ميرى نشده خريد . قزوين كجا ، لرستان كجا ، همدان كجا ، لرستان كجا . فقر و فلاكت مملكت را فراگرفته ، قزوين يك خروار هيزم سيزده قران ، يك خروار زغال
--> ( 1 ) - تماشا كرديم . خوب هم تماشا كرديم بهتر از همه ( يادداشت از نويسنده ) .