قهرمان ميرزا عين السلطنه
7302
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عادات عماد السلطنه دوشنبه - همه مهمانها در چادر سرآسيا بودند . ناهار بسيار خوبى شوكت خانم تهيه ديده بود . آقاى عماد السلطنه از جمعيت ما دورى مىكند ، فقط سر ناهار آمد . خيلى كم حرف و كم مراوده شدهاند . مگر با اشخاص مخصوص كه هميشه عادت به ملاقات و مراوده با آنها داشته است . زن و بچهاش يوسفيه هستند ، ليكن خودش شهر در آن خانهء گرم كثيف مانده ، چرا . براى آنكه حضرت و الا درختهاى يوسفيه را سركرده و تراش نموده است . اگر خداى نكرده قطع نموده بود چه مىشد . . . « 1 » عقيده عقيدهء خودش است ، تغييرناپذير در همهچيز ، پوشاك ، خوراك ، نشستن ، برخاستن . همه به همان ترتيب روز اول است . هيچ تغييرى نداده . اين اوضاع جديد به خانهء آقا وارد نشده است ، مگر علومات آن . عصر با عميد الدوله ، شعاع الدين ميرزا درشكه نشسته شهر آمديم . بسيار بسيار به فضل خداوند خوش گذشت . از زينب و بچهها هنوز خبرى نرسيده . مأمور و احكام لازم براى الموت داده شد . رفعت السلطان رفعت السلطان بالاخره به واسطهء عداوت شيخ محمد على و بىحالى اديب السلطنهء وزير پس از سىسال خدمت عدليه موفق به رياست صلحيهء قزوين نشد . شيخ محمد على با همه عهدها ، ميثاقها دروغ گفت . در كار الموت سعايت كرد ، دشمنى كرد . مظفر الملك صندوق آراء را باز كرده مقدارى رأى به اسم شيخ داخل كرد . صندوق الموت را هم در لامان شكافتند رأى داخل آن كردند . درجهء هوا آفتاب 50 زيادتر است ، در سايه 38 و نيم سانتيگراد . سردار سپه در شهرستانك دوشنبه 5 محرم الحرم 1344 هجرى - هوا سه روز است نسيم دارد و قدرى خنك است . روضهها كما فى السابق داير [ ست ] و زنها همان فريادها را مىكنند . رئيس الوزراء شهرستانك رفته ، بعضى حرفها در اطراف اين مسافرت عاشورا مىزنند .
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .