قهرمان ميرزا عين السلطنه
7298
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىخواهند . مىگويند رؤسا اسلحه و تمول خود را بدهيد ( تركمانها به واسطهء قاچاق روسيه بسيار در اين سنوات متمول شدهاند . در سالهاى اول در بهاى لوبيا و نخود ، مغز بادام ، الماس و مرواريد مىگرفتند ) . نمىدهند و مىگويند تا ممكن است جنگ مىكنيم . عاجز شديم خاك روسيه مىرويم . از طرف تركمانهاى روسيه هم كمك و تقويت مىشود . اين راهزنى و سرقت را هم براى آن مىكنند . قشون را بكشند به صحرا . قشون هم تهيهء حمله را براى پائيز مىبيند . دستور به مظفر الملك افخم الدوله نزد مدير الملك رفته بود ، گفت حضرت اشرف فرمودند من چنين حكمى نكردهام . فقط گفتم نظامى آنجا نباشد . احكام صادر مىشود . به تلگراف الموتى هم جواب سخت داده شد . يك حكم عادلانهء ديگرى هم در حق مظفر الملك فرموده بودند و آن اين بود كه از رشت تلگراف مىكنند اگر يك تكه قالى ، يك چوب ، يك چراغ در ورود من در معابر قزوين باشد پدرت را مىسوزانم . شبانه مظفر الملك مردم را جمع مىكند ، هرچه بود برمىدارند . وضع نان نان دو سه روز است بهتر است . چنين معروف است كريم آقا و مرتضى خان خيال داشتند ارزاق را اداره كنند اقلا دويست هزار تومانى بلند كنند . ميليسپو مايل نبود . بين آن دو هم در سر منافع خيالى برهم خورد و نان بهتر شد . مملكتى كه هنوز نان و گوشت خود را قادر نيست اداره كند دم از چه چيزها مىزند . كلوخاندازان چهارشنبه سلخ [ ذى الحجه ] 1343 - هوا به شدت گرم است . ديشب هم ابر ضخيم شير خشتى تشريف آورد . عصر پنجشنبه 25 با افخم الدوله و يوسف شمران رفتيم . اسبهاى درشكه ما بسيار بد رفت . اتومبيل كرايهاى [ و ] اربابى مجال عبور درشكه و اسب و خر را نمىدهد . « كلوخاندازان » محرم بود و جمعيت زياد مىرفت . زنها براى سوارى اتومبيل غش مىكنند و هركس اتومبيل شخصى دارد نانش توى روغن است .