قهرمان ميرزا عين السلطنه
7281
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
رفتن سردار سپه به آذربايجان سردار سپه رضا خان پهلوى امروز اذان صبح قشون خود را بازديد كرد و به سمت آذربايجان رفت . مىگويند دعوت كردهاند . كفيل او ذكاء الملك است . قانون انحصار قند و چاى در مجلس گذشت . قانون نظام اجبارى گذشت . خودش مىرود آنجا جلوس مىكند . نوكرهاى او ديگر چون و چرا و مباحثه نمىكنند . مىگويند هروقت ماده را رئيس قرائت مىكند به آخر آن رسيد ، سردار سپه صورت خود را به سمت وكلا كرده خشمآلود نگاهى مىكند فورا همگى قيام مىكنند و ماده مىگذرد . امير مؤيد در مجلس امير مؤيد هشت ماه است در مجلس متحصن است . جلوى سهرابزاده را گرفته بود كه آخر وكيل ما هستى فكرى بكن . جواب گفته من اهل ولايت تو هستم . آب آنجا ، نان آنجا را خوردهام . سردار سپه جمعى از خدمهء خود را خواست نانى بدهد يكى هم من بودم . اين ماليات بر قند بود كه صنيع الدوله مرحوم خواست اضافه كند انگليسها آن پرتست شديد را نمودند و مانع شدند . ليكن حالا خودشان دستورالعمل مىدهند و تقويت مىكنند . در اثناى گذشتن قانون نظام اجبارى قرائت شد [ كه ] علما و طلاب معافند . فكليهاى مجلس به توسط سردار عشاير « 1 » پيشنهاد كردند پس متجددين هم معاف باشند . كتككارى در مجلس رئيس توضيح خواست نتوانست از عهدهء جواب برآيد . فقط گفت پسرهاى من هم دو ذرع كرباس به سرشان ببندند و معاف شوند . به علماى مجلس برخورد . گفتند تو دزد سر گردنه را چه حق كه توهين به علماء كنى . نزاع درگرفت . رئيس برخاست مشت و لگد شروع شد تا اطاق تنفس . بين راه سر سردار مفخم به در خورده شكست ، خون جارى شد .
--> ( 1 ) - اسماعيل خان قشقائى - صولت الدوله - سردار عشاير ( 1252 - 1311 ش ) .