قهرمان ميرزا عين السلطنه

7264

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

معاون دفتر ، كابينه يك بودجهء سنگينى فراهم داشته‌اند . در خرج اين مدارس و ادارات ديگرى خيلى اسراف و تبذير مىشود . مدرسهء بيطارى چنانچه پسر مشار السلطنه كه در مدرسهء بيطارى تدريس مىكند گفته بود بيست و پنج شاگرد شبانه‌روزى داريم و ماهى سه هزار تومان بودجهء اين مدرسه است كه يك قسمت قابل ذكر آن معلمين مىبرند كه به وسايل مختلفه خود را داخل مدرسه نموده‌اند . ظريفى در ماده تاريخ تلگراف بىسيم اين بيت را گفته است . اين‌كه رئيس الوزراء ساخته * . . . زمين است برافراخته اطباء و درآمد طبابت از كار همه‌كس بهتر كار يك سلسله از اطباى ماست كه معروف به علم و عمل شده‌اند از قبيل امير اعلم ، اعلم الملك ، لقمان الدوله ، لقمان الملك ، حكيم اعظم ، اعلم الدوله و غيره و غيره . اينها در مريضخانه‌ها و حفظ الصحه و بلديه ، خدمت شاه ، حضور وليعهد حقوق گزاف دارند . در مدارس هم از روى ساعت ( تا ساعتى سه تومان ) درس مىدهند . آن‌وقت مطب - كه آن‌هم لقب گرفته « كلنيك » شده - ويزيتى دو تومان در دفعهء اول ، يك تومان دفعات ديگر ، عيادت هم بروند پنج تومان حق الزحمه است . آن‌وقت با دواخانه‌ها هم شركت دارند . بيچاره آن آدمى كه ناخوش شود . تا به خود بجنبد هرچه داشته در بانك كليميها گرو رفته است . روىهم‌رفته به تناسب هر علم و هنر ، كسب و شغل ، كار اطباى طهران برترى و تفوق دارد . آن بيچاره كه اروپا رفته مبلغها خرج كرده هندسه خوانده ، تجارت خوانده يا اقتصاد و فلاحت ياد گرفته دو تا پول فايده براى خودش ندارد . به هر ادارهء ما هم برود مىگويند بايد « استاژ » بدهيد و پس از استاژ سى و پنج تومان حقوق . اما اطباء كار و شغل دولتى و ملتى هم نداشته باشند فورا محلى را اجاره كرده تابلو بزرگ زده چند اعلان در جرايد و شروع به آدم‌كشى مىكنند و روزى مبلغى دخل دارند . پسر احتشام السلطنه پسر احتشام السلطنه چندين سال برلن درس ماليه و اقتصاد خوانده در يكى دو بانك معروف آنجا محاسب درجهء اول بود حالا كه طهران آمده سگ مىزند و نزديك است دق كند . اين قبيل علومات و هنر در مملكت ما نان نمىشود . هرقدر مهندس صحيح ،