قهرمان ميرزا عين السلطنه
7238
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
« انقلاب كلاه » ، ساير فكليها پسند نكردند . فعلا مرافعهاى است . بىپولى ظفر السلطنه تمسك را نزد سپهسالار برده بود ، گفته بود معدل الدوله جواب مىآورد . قبض حقوق حضرت و الا صادر شده ليكن پول ندادند كه براى يك « پاپاسى » معطل هستيم . سينهء زينب و بچهها و زيور خانم مجددا درد گرفته . اين سينهدرد امسال هى مىرود ، هى مراجعت مىكند . خدا رحمت كند پدر دوافروش پاچنار را ( قايممقامى ) كه هرچه دوا لازم باشد نسيه مىدهد كه سابقا ياد ندارم دواخانهها هم نسيهكارى داشته باشند . اين به واسطهء فقر و عدم پول نقد است . انوشيروان ميرزا دوشنبه ششم - ديروز باران خوبى آمد هوا را خنك كرد . نقاهت حضرت اقدس و الا باقى است . اصرار دارند نوشيروان ميرزا بيايد . من هم مشغول وسايل حركت او شدم . حضرت و الا عضد السلطان را ملاقات كردم . راه روسيه و مخارج را پرسيدم . حضرت و الا از يك نفر دو نفر پرسيدن را قناعت نمىكنند . عالم را بايد ديد . بالاخره حرف آنكه مخارج را كمتر گفته سند است ، ولو مزخرف گفته باشد . نوشيروان پس از آنكه روسيه مغشوش شد آمد دو سال ماند . حاليه پنج سال است لندن است . در مدرسه پذيرفته نشد . اين مدت همه را مىنويسد در خارج درس مىخوانم كه آماده براى دار الفنون اكسفورد شوم . ما كه حقيقت را نمىدانيم . اطمينان ما همان مراسلات مفتاح السلطنه است كه عمر خود را به بطالت نمىگذراند . البته انگليسى ياد گرفته ، روسى هم مىدانست . بعضى اصطلاحات هم آموخته و همينها براى ايران كافى است . همه كه مىروند و مىآيند معلوماتشان از اين بالاتر نيست . جز آنكه يك زن اروپائى هم داشته باشند كه او ديگر خيلى خيلى چيزها آموخته است . زن ايرانيهاى ما هم جز ماما ، رختشوى ، كلفت فلان مهمانخانه يا رستوران ، ديگرى نمىشود . ملكهء عزيز ديروز عصر فارغ شد يك پسر كاكلزرى ، امروز مبارك بادى فرستادم تا خودم بروم . اخبار اروپا اروپا - نظير مراسلهاى كه زينويف به لندن فرستاده بود و باعث خشم عمومى شد و معاهده برهم خورد به پاريس فرستاده و به دست وزير خارجه فرانسه رسيد ، اينجا هم