قهرمان ميرزا عين السلطنه
7234
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نامهء مهذب الدوله كاظمى پاكت سفارشى از مهذب الدوله رسيده بود كه با همه زحمات كه در قضيهء قتل مستر ايمبرى كشيدم به جاى ترفيع رتبه و مقام و اضافهء حقوق مرا از مستشارى و سيصد و پنجاه تومان حقوق به نيابت اول و دويست تومان مواجب تنزل دادهاند . تلگراف مىكنم جواب مىدهند مستشارى كل سفارتخانهها ملغى شده ، مواجب را هم ميليسپو قطع كرده . من با چه دلخوشى خدمت كنم . از من خواسته بود اقدامات بكنم . عين الملوك نوشته بود در سفارت منزل داريم ، عمارت وسيع ، نوكر و كلفت زياد ، اتومبيل اعلى درب سفارت حاضر . همهچيز خوب است جز بىالتفاتيهاى وزارتخانه ( صحبت عين الملوك در الموت هميشه همين بود . جز آنكه اتومبيل كم بود . او درشكه مىخواست . بهتر از آنچه او آنوقت مىخواست خداوند به وى عطا كرد ) . گريهء عز الدوله سهشنبه سلخ رجب ، ششم درجهء حوت - صبح خدمت حضرت و الا رفتم . كاغذى از قول ايشان به نوشيروان ميرزا نوشتم . اسباب يك گريهء مفصلى شد كه توبه كار شدم . آقاى عماد السلطنه از حضرت و الا مدتى است قهر كرده بيشتر براى قطع اشجار يوسفيه كه آقا با انداختن درخت مخالف است ولو خشك باشد ، بىثمر باشد ، مال غير باشد . چنانچه بلديه وقتى از درختهاى ناصريه را قطع مىكرد مىگفت اگر بيم سرزنش مردم نباشد مىروم جلوى بلديه و هاى هاى گريه مىكنم . ديروز به عيادت حضرت اقدس و الا آمده بود . امروز هم بود . مرا اسمعيل خان به چلوكباب شكار دعوت كرده بود . اگرچه موقع نداشت ولى رفتم . عصر ميرزا حسين خان علائى را ملاقات [ كردم ] و در باب مهذب الدوله خيلى صحبت كرديم . اطمينان مىداد كه رتبهاش محفوظ است . به جاى كم شدن حقوق كمك خرج مىدهند . مرگ پسر مهندس الممالك سيف اللّه خان پسر مرحوم مهندس الممالك در قمرود قم بود با چند نفر شكار مىروند ، باد و كولاك مىشود در ميان كوير همه تلف مىشوند . فقط نعش سيف اللّه خان و يك تازى را پيدا كردند . امسال سال خوشى براى شكارچيها نيست .