قهرمان ميرزا عين السلطنه
7231
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اقدس و الا از اول جدى نقاهت پيدا كردند . پانزده روز است بسترى شدهاند . تب و سينهدرد داشتند . نقرس و ضعف پيرى هم مزيد آن گرديده بود . اينك دست ، پا ، انگشتان حتى گردن ورم و آماس كرده و بسيار زحمت مىدهد . غذا هم ميل نمىكنند . طبيب هم محض ضعف مزاج نمىتواند دواهاى قوى يا انژكسيون بدهد . ديشب كمى بهتر بودند امروز عصر بدتر . طبيب اعلم الملك است و ميرزا محمد خان علائى « 1 » ( معروفترين دكتر ايرانى ما ) . سردار سپه و وليعهد عصر پنجشنبه آقاى رئيس الوزراى كمروى ما خدمت والاحضرت رفت . اطاق خلوت بود ، از صحبت آنها كسى مسبوق نشد . آنچه معروف است فرانسهها و روسها اصرار در تغيير او و آمدن شاه دارند . ممتاز السلطنه سفير ما در پاريس مرد كارى است . به شاه ارادت دارد . چهار مرتبه تا حال لندن رفته . با همهء اينها تا انگليسها مايل نشوند نه اين آدم تغيير مىكند نه شاه خواهد آمد . عضد السلطان عصر با افخم الدوله ديدن شاهزاده عضد السلطان رفتيم . خانه و باغچهء خوبى خيابان برلن دارد ( كوچهاى است كه از لالهزار به خيابان علاء الدوله مىرود . چون سفارت آلمان آنجا واقع است بدين لحاظ كوچهء برلن ناميدهاند ) كه مملو از شمشاد و كاج سبز و خرم بود . خيلى مؤدب از واردين پذيرائى مىكرد . از حال عمو پرسيد ، خيلى دعا و سلام رسانيد . تفضيل لخت كردن شاهزادگان بعد تفصيل سرقت را جويا شديم . گفت در امامزاده هاشم شش نفر مسلح با تفنگهاى پنج تير آلمانى جلو اتومبيل ما را گرفتند . ما را پياده كردند بردند توى جنگل . سرتاپا لخت كردند . آنچه هم در اتومبيل داشتيم مزيد آن نمودند . جز آنكه زن و دختر نصرت السلطنه و يك خانم فرانسوى كه نصرت السلطنه براى تربيت بچههايش همراه آورده بود استثنا شدند . بعد ما را مرخص كردند . عجب اينجاست كه هيچيك از ما زكام هم نشديم تا در منجيل مانديم و برايمان لباس آوردند . من پرسيدم چه زبان حرف
--> ( 1 ) - برادر حسين علاء ( ا . ا . )