قهرمان ميرزا عين السلطنه

7224

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مىگويند چه كنيم . مرتضى خان يزدان‌پناه مرتضى خان حاكم نظامى طهران رئيس كل قواى مركز شد . جان محمد خان امير لشكر شرق به جاى حسين آقا خان « 1 » . تيپ عراق را گفتند به ساعد الدوله مىدهند كه پاك و صاف پول مرا بخورد . خانهء صاحب اختيار را هم مثل خانهء مدرس كردند « 2 » . كنترل خانه‌ها [ صاحب اختيار ] خانهء عميد الدوله آمده بود مىگفت مأمور حاكم نظامى وارد شد و پرسيد اين همه آدم خانهء شما براى چه مىآيند . گفتم از قديم رسم اين بود . خودم هم مايل نيستم ، جمعى از اقوام هستند ، جمعى طلبكار و من از خدا مىخواهم شما آدم بگذاريد تا اين طلب‌كارها نيايند . چه خوب مىشود از خودم صورت بخواهند تا آن طلب‌كارهاى سمج مصر زبان نفهم خودم را بنويسم كه راه ندهند . قصد قربانى فرزند به تملق از شاه و مجلس صحبتى نيست . تمام كارها با خودش است و نظاميها . از سرچشمه مىگذشت بقالى پسر خود را قربانى مهيا كرده بود . نامردى نمىكند با شلاق دست خودش خوب مىزند . پسر مريض شده شايد زهره ترك شود . مردم شهر ما اين‌طور احمق و خر تشريف دارند ، آنقدر متملق و چاپلوس . بىپولى بىپولى ما را آهو كرده . خانهء من و افخم را جارو كنند ، غربال بزنند يك تومان پول به هم نخواهد رسيد . مزه اينجاست ما رفقائى كه خانهء عميد الدوله جمع مىشويم تمام همين قماشيم . فقط يك كاغذ از شعاع الدين ميرزا رسيد كه شكايت زياد از سرماى عتبات نموده بود . كاغذ سيم رجب رسيد او يازدهم تاريخ گذاشته بود .

--> ( 1 ) - سرلشكر حسين خزاعى . ( 2 ) - يعنى رفت‌وآمد به آنجا تحت كنترل شده .