قهرمان ميرزا عين السلطنه
7214
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كيسهء دولت هفتاد هزار تومان برآورد خرج شد . در حالىكه مردم از سرما و گرسنگى جان مىدهند . از قزوين تا طهران طاق نصرت است . حتى در شاهآباد ، يافتآباد . طاق نصرت با پول فرمانفرما فرمانفرما كه خانهاش سر راه نيست هزار و پانصد تومان خرج آئينبندان داده . من طاق زردشتيها را از فريدون پرسيدم گفت يكهزار و پانصد خرج شده و كم آمده است . توپ ورود اما تفصيل ورود . كسبه دكاكين را نبستند . سرد هم بود با اينحال معبر مملو جمعيت بود . ليكن ساكت . هوا آفتاب رقيقى بود و ملايمتر از روزهاى ديگر و صبح امروز من با افخم على الرسم خانهء عميد الدوله مىرفتيم . توپ ورود به دروازهء او در بازار امير بوديم صدا كرد . ما به خيابان شمس العماره رسيديم توپ دوم كه از ميدان توپخانه گذشته بود . اينجا هياهو و معركه بود . هشت عدد آيروپلن ادارهء يونكرس در هوا نمايشاتى مىدادند كه تمام توجه مردم از زمين به آسمان متوجه شده بود . ما به ميدان كه رسيديم خر توى خر شده بود و باز آيروپلنها بازى مىكردند ، معلق مىزدند و ورقهء تبريك ورود به زمين مىافكندند . كاشف السلطنه و بهاء الدوله در ميدان بودند ، گفتند با آنكه شخصى در ايوان بلديه آمده به مردم يادآورى كرده كه كف بزنيد هورا و زنده باد بكشيد ، قائد حريت ، نادر دوران از فتح خوزستان مىآيد هنگام گذشتن سردار سپه از احدى صدا درنيامد و توجه همه به آسمان و تماشاى حركات محير العقول طيارات بود . حتى پس از گذشتن اتومبيل سردار اغلبى از هم سؤال مىكردند گذشت يا نگذشت . خود سردار بسيار ملول و خسته و ناراضى بهنظر مىآمد . چراغانى و آتشبازى شب هوا بسيار سرد بود . تمام چراغهاى برق وقف ميدان و خيابان چراغ برق و سپه شده بود . بسيار بسيار عالى و تماشائى . موزيك بود . آتشبازى هم كردند . مردم به واسطهء شدت سرما زود متفرق شدند و شهر تاريك بود و كوچه و خيابانها چراغ نداشت . زيرا قوهء كارخانه بيش از آنچه به آنجاها داده بودند نبود . تاريكى مورد استفادهء جوانها شده آنچه خواستند نجيب و نانجيب را اذيت كردند . من در طول خيابان ناصريه تا خانهء خودم آخر بازار امير زن و بچهاى نديدم كه از سرما بىطاقت نشده و آن طفل گريه