قهرمان ميرزا عين السلطنه

7210

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

طاقهاى نصرت - ايرانى تابع زور سه‌شنبه 3 جمادى الثانيه ، نهم درجهء جدى - چهار روز است سرماى شديدى شده كه طهران كمتر چنين سرما ياد دارد . زمين و زمان يخ است . نسيم زننده‌اى هم مىوزد كه مزيد سرماست . بااين‌حال مشغول تزئين خط ورود حضرت اشرف با عجلهء تمام هستند . طاقهاى نصرت و فتح است كه شروع شده ، يعنى از سرحد تا طهران ، حتى در حضرت عبد العظيم و تجريش كه هيچ خط سير او نيست . هفتاد هزار تومان خرج برآورد شده است . اما فقرا از گرسنگى و سرما جان نثار مىكنند و يك شاهى خرج آنها نمىشود . ايرانى تابع غلبه و زور است . از اول تاريخش هم كه بخوانيد همين بوده . يك نجار هم از بالا به زمين افتاد جان به جان‌آفرين تسليم كرد . باطنا همه از اين‌كار حتى همان كسبه‌اى كه مزد مىگيرد و كار مىكند يك‌جا تعصبا ميل ندارد ، يك‌جا توى اين سرما ، باد بالاى تير دراز ، توى ميدان توپخانه كه مثل بيد مىلرزد . همه حدس مىزنند بعد از ورودش امرى رخ خواهد داد . مهمانى سفير انگليس سفير انگليس براى معرفى خانمش كه تازه گرفته دعوتى در سفارت‌خانه كرد . گفتند بقدرى مردم تملق كردند كه شايد خودش بدش آمد . ما از قلم افتاده‌ايم . مرا در عهد سر هنرى درموند ولف هميشه و بعد از آن دعوت مىكردند ، حالا نه . در اين سرما نصف ديوار باغچهء من به كلى خوابيد . بهاء السلطنه پول را نداد . حسين آدم من هم رفت پشت در ، در حالىكه مىشنيد يك دو هزار فحش داد و آمد . تهيهء ورود سردار سپه اين تهيهء ورود كه ديده مىشود كمتر وقتى ديده [ شده ] بود . از هر ميراب بلديه پنج من گل در اين هوا خواسته است . هر نانوا سه تومان ، قصاب دو تومان ، ساير كسبه از يك الى هرقدر ممكن شود . ميان كسبه هركس زبانى دارد و قدرتى نمىدهد . آنها كه ندارند بليط را گرفته وجه تقديم است . از اهالى محلات هم پول جمع مىكنند . فرمانفرما ، بختياريها پول دادند . خود بلديه و حكومت نظامى هم خيلى وجه داده است . محرمانه هم بعضى مىدهند . بسا اشخاص از دو طرف استفاده كردند ، هم از كسبه يا اهالى محله ، هم به آنها گفتند مردم پول نمىدهند ، زور بياريم صداشان درمىآيد . آن‌وقت بلديه يا حاكم از خودش به حساب سردار سپه داد . داستانى است و حكايتى است . نمىشود شرح و