قهرمان ميرزا عين السلطنه
7207
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
وضع دختران سابقا اين سن و سال دختر در خانهها نمىماند و شوهر رفته بود . حاليه شوهر كم است و دخترهاى گنده گنده براى خدمت زياد . اين مدارس نسوان خيلى دخترها را هرزه و ضايع كرده . روزى چهار دفعه دختر توى كوچه و خيابان بدون مانع حركت كند . سنش هم بالا باشد جوانها نمىگذارند سالم در برود . بدتر از همه فقر است و احتياج . چادر اطلس مىخواهد ، كفش و جوراب اعلى ، لباس فاخر ، پدر و مادر فقير راه ديگرى جز آن راه زشت نيست . امروز شخص بخواهد هرزگى يا عيش كند بيشتر از زن دخترهاى باكره هست . منتهى امروز را مىگويم با اروپا يك فرق هست كه بكارت در ازدواج ما شرط عمده است . مادموازل فقط كافى نيست . اما در ميان دخترهاى ارامنه همهچيز رواج است و زياد . فقط يهوديها تاكنون توانستهاند جلوى زنها و دخترهاى خود را بگيرند كه اگر جزئى غفلتى بنمايند و بوى مسلمانى در آنها بيفتد اين شغل نفيس را هم مثل ساير مشاغل از دست ايرانى و ارمنى خواهند گرفت . زيرا عشق آنها به پول صد مقابل ساير مردم است . شنبه 23 ج 1 ، 28 قوس - چند روز است باران مىآيد و سرد شده است . كرسيها داير گرديده . چندين سال بود كه قوس كرسى نبود . مسعود پريروز حمام رفت . شانزده روز بسترى بود . مرضش تيفومالاريا بود . اين مرض زياد شده . غالب اطباء معالجهء حصبه يا نوبه مىكنند و تلف مىشود . بايد ممزوجا « 1 » معالجه نمود . دوازده تزريق [ كردند ] و دو فلوس خورد . عقدكنان والى اعظم امروز عقدكنان دومى ، والى اعظم درخشنده خانم دختر آخرى فخر الملك از همشيرهء ما بود . اين دختر را چند سال قبل بىجهت به عشق مال و سيادت به حاجى آقا مصطفى پسر مرحوم حاجى آقا محسن عراقى معروف عقد كردند . دو سه سالى بينشان مسالمت بود . بعد والى اعظم اظهار كراهت كرد و به خانهء او نرفت . كمكم كار سخت شد . فخر الملك و حاجيه والى هم به اين دختر انس و ميل فوق العاده داشتند و دارند . خواستند طلاق بگيرند حاجى آقا طفره زد و مطالبهء مبلغها نمود . چهار سال است اينها مرافعه دارند تا بالاخره چند هزار تومان گرفت و طلاق داد . ديگر هرچه داشتند بالاى اين كار رفت .
--> ( 1 ) - يعنى مالاريا و حصبه ، هردو را بايد معالجه كرد .