قهرمان ميرزا عين السلطنه
6748
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مقام منيع حضرت اشرف وزير عدليهء اعظم ، چون شب عيد است و بنده معيل هستم مقرر فرمائيد صندوق حقوق برج حمل اين بنده را بپردازد كه در اين شب عيد مرفه الحال به دعاگوئى ذات اشرف اعظم مشغول باشم . ضباط دفتر راكد . آقاى علاء الملك يا افلاطون الزمان با تعجب تمام رو را به حضار كرده فرمودند با اين كمى پول و فلاكت دولت دفتر راكد « خياط » لازم ندارد ، وانگهى يكمرتبه دو ماه حقوق حمل و « برج » از كجا داريم به خياطباشى بدهيم . حضار مطلب را درك كرده فهميدند وزير بىنظير « ضباط » را « خياط » و برج را هم ماه فهميده . عرض كردند حالا مقرر فرمائيد يك ماه حقوق به او داده شود . آقاى وزير پاى عريضه نوشتند « صندوق - ماه برجش را بپردازند حملش بماند . وزير عدليه » . يك نفر از اعضاء تميز كه آنجا بود آهى كشيده گفت اين آقا شاگرد افلاطون الزمان بزرگ يعنى خود سپهسالار است . نامهء اردبيل الشريعه و حاشيهء علاء الملك وقتى همين اردبيل الشريعه با عيال مطلقهء خود جهان سلطان خانم منازعه داشت عريضه به آقاى علاء الملك عرض كرد در جواب عريضه وزير مىنويسد : آقاى اردبيل الشريعه عريضهء شما را خواندم برويد عدليه تا من بيايم دستخط كنم معاملهء شما را با تجارتخانهء محترم جهانيان تصفيه كنند . باز در زمان همين افلاطون الزمان شخصى عريضه داد و نوشته بود طرف من به من ناحساب مىگويد . وزير در ذيل عريضه نوشته بود : « ادارهء محاسبات به حساب متظلم به دقت رسيدگى كنيد . » علاء الملك از سادات طباطبائى تبريز برادر مرحوم نظام العلماست . تربيت شده [ است ] . مدتها سفير پطروگراد و بعد سفير كبير اسلامبول بود . در به دو مشروطه به او بسيار عقيده داشتند . من با او حشر نداشتم ليكن مىگفتند قدرى كودن است « 1 » . الساعه حيات دارند و پير شده است . پسرهاى خوب دارد . غزل جمهورى اين غزل در « ميهن » بود : تازه شد از نام جمهوريت ايران را نفس * زير بار سلطنت ديگر نخواهد رفت كس
--> ( 1 ) - به همين مناسبت به شوخى به الاغ الملك موسوم شده بود ( ا . ا . )