قهرمان ميرزا عين السلطنه
7167
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عنوان بابى كشته شود . آن را هم شب دوم مردم حسّ كردند و جلوگيرى شد . تهيهء قتل يك نفر اروپائى را ديدند . قرعه به نام اين بيچاره افتاد كه اهميتش از همه بيشتر بود . فورى شهر نظامى و اوضاع بگيربگير شد . شيخ عبد الحسين خرازى يا خالصىزاده يا چالهميدانى ، شاهآبادى ، سنگلجى چه ربط و چه مناسبت با قتل قونسل داشت كه در چهارراه شيخ هادى واقع است . يك قلم چهل نفر [ را ] از شاهآباد دستگير نمودهاند . جماعتى را همعقيده اين است كه اين قتل به توسط سفارت انگليس واقع شده كه عمل نفط از بين برود . آنروز 15 ذيحجه بود و همانروزى است كه حاجى وزير وظائف آستانه گفته است اول شكست و بدبختى سردار سپه شروع مىشود ، ليكن على الظاهر پيشرفت مقاصد او هويداست . تا بعد چه شود . خانهء مدرس عصر خانهء عميد الدوله رفتم . افخم الدوله خانهء مدرس رفته [ بود ] و بعد آنجا [ آمد ] . مىگفت تا پنج نفر شديم نايب كميساريا آمد و گفت عده از چهار گذشت . مدرس خيلى زود يكى را خارج كرد . آژان و نظامى اطراف خانهء مدرس زياد بود . مدرس گفت باز يك نهضت ملى مثل دوم حمل لازم است . اما همه سردستهها و متنفذين اصناف دستگير و تبعيد شدهاند . مگر تازهاى روى كار بيايد . سردار سپه با يك ملت دارد طرف مىشود و به عقيدهء بسيارى از مطلعين غلط و خطا مىرود . به جاى حفظ مردم دشمنى با مردم مىكند . سعدى در اين باب خوب گفته : گوسفندان كه ايمنند ز گرگ * در بيابان ز حفظ چوپان است گرگ اگر در لباس چوپان رفت * واى بر حال گوسفندان است هوا به شدت گرم شده متصل عرق جارى است . شمران دوشنبه 25 ذيحجه ، روز چهارشنبه 20 ، اول اسد - تجريش رفتم . هوا خوش ، آب زياد ، واقعا انسان پول داشته باشد و شمران نرود از زمرهء حمقا محسوب است . شب جمعه حاجى آقا و شعاع الدين ميرزا بالا آمد [ ند ] . روز جمعه هم معتضد السلطنه تشريف آورد . عميد الدوله هم از شهر آمد . روز بسيار خوشى در چادر سرآسيا به سر برديم ( به ياد گذشته ) . قلهك و تجريش جمعيت زياد مىشود . امسال اتومبيل زياد است . كمپانى راهآهن هم دو اتومبيل بزرگ راه انداخته كه سر ساعت معين از شهر به شمران و از شمران به شهر مىرود . نفرى پنج هزار تا قلهك ، شش قران تا تجريش « تاكس » آن است .