قهرمان ميرزا عين السلطنه
7101
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بودند . جز چند نفر كه چادر سر كردند . در ايوان نشستيم ، به هزار مرافعه خانمها رفتند . نصير الدوله ، افخم الدوله ، پسرهاى نصير الدوله و برادر حاجى ميرزا هادى خان آمدند . بسيار خوش گذشت . تا يك ساعت از نصف شب گذشته مجلس دوام داشت . سپس همه تشريف بردند . جز من كه همانجا خوابيدم . رقاصهها عزيزه خانم رقاص دختر بود ، ظريف بود ، بسيار شبيه دخترهاى ژاپنى بود كه عكسهاى آنها را بسيار ديدهايم . خوب هم مىرقصيد . قدسى خانم ايضا رقاص بود . زشت ، سياه ، براى آشپزى بهتر بود تا رقاصى . محترم خانم تارزن يهودى بود تا آخر مجلس رو گرفت و آنچه اصرار كردند روى خود را باز نكرد . عذرا خانم گفت كه از همه خوشگلتر است . گويا همين قسم هم بود . عفت خانم ضربگير دخترك بود اما زشت . ماهرخ خانم آوازهخوان اهل دماوند است كامله است ، بسيار لاغر و كثيف . اما بسيار خوب مىخواند و صداى رسائى داشت . اين ماهرخ با همه خانمها آشناست . هرجا مطرب بخواهند دستهء جور كرده به مناسبت پول و مجلس همراه مىآورد . سواى عزيزه كه با والدهء ماجدهاش رفت ساير ماندند . صبح پانزده تومان به آنها دادند . پنج تومان عزيزه ، ده تومان سايرين . ورود شهرستانى آقاى شهرستانى از علماى مرجع تقليد از نجف كه تبعيد شده بودند در كرمانشاهان توقف كرد به قم نيامد . اينك به عزم زيارت حضرت رضا ( ع ) جمعهء گذشته وارد حضرت عبد العظيم شده چند روزى توقف دارند . علماء مردم ديدن كردند . امروز هم و الا حضرت با وزير دربار ديدن كردند ( شهرستان يكى از دهات اصفهان است ) . كتك زدن سردار سپه سيگارفروش را روزنامههاى ملتى و اقليت خيلى تاخت به سردار سپه آوردهاند به زبان ليّن ، نه فحش و ناسزا كه كناره كن ، شما سنخيت با اين مردم نداريد . باز چند روز قبل سيگار فروش پل دربند را كتك بسيار زده كه چرا جلوى پاى من برنخاستى . سه شب حبس مىكند بعد بيست تومان انعام مىدهد .