قهرمان ميرزا عين السلطنه

7085

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ميان دو سنگ آسيا چهار روز است قشون به سمت خرم‌آباد حمله آورده ، چه پيش‌آمده باشد نمىدانم . آنچه محقق است طرفين ايرانى [ اند ] و از هر طرف كشته شود نتيجه خسران مملكت است . هيچ چيز مملكت را خراب‌تر از جنگ داخلى نمىكند ، كه نوزده سال است ايران فلك‌زده مبتلاى آن گرديده . دو سال راحت مىخواست بشود باز از هر سمت شروع دارد مىشود . خدا نيست كند روس و انگليس را ، ما ميان دو سنگ آسيا گير كرده‌ايم و داريم خورد مىشويم . مگر خدا و صاحب الزمان به داد ما برسد ، كمك و يارى كند . به ميل روس راه مىرويم مخالف مصالح انگليس است . به مصالح انگليس راه مىرويم مخالف پلتيك روس است . جمع بين ضدين هم مشكل و بلكه محال است . ايرانى هم كه به قول سردار سپه و همه كس براى صد تومان از همه‌چيز مىگذرد . فقر و فلاكت است كه ما را دچار اين مصائب و معايب نموده . هركس در هر كار و شغل كه پيشهء اوست تقلب و خيانت مىكند ، براى گذران و منافع خودش . علل اوضاع اجتماعى : فقر من اگر تاجر متمولى باشم و معاشم مرتب باشد در كسب خود تقلب نمىكنم . اگر صنعتگرى باشم كه بدانم از حرفهء خود منافع مىبرم تقلب نمىكنم . وزير باشم جاه و مقام و آتيه‌ام تأمين باشد خيانت نمىكنم . روزنامه‌نويس باشم كه بدانم از حرفهء خود منافع مىبرم و مرا توقيف نمىكنند فحاشى نمىكنم . عضو محكمه‌ام بدانم مقامم متزلزل نيست فردا وزير اخراجم نمىكند مواجب من هم به قدر گذرانم هست حكم ناحق نمىدهم . بالاخره اين‌همه ولگرد ، ياوه‌گو ، هوچى ، جاسوس ، مزدور اجنبى ، حتى دو ثلث اين‌همه فاحشه كه در طهران و ولايات بهم رسيده ، به واسطهء فقر و فلاكت است . معاش ندارد گذران ندارد . چه كنم چه نكنم . روزنامه بنويسم من هم مثل صبا و دشتى شوم . قرض مىكند روزنامه مىنويسد ، فروش نمىرود آن‌وقت بناى فحاشى را نسبت به مردم مىگذارند . تملق روس مىگويد يا انگليس ، تا بدين وسيله معاش خود را تهيه كند . و الا كار باشد ، معاش باشد ، اين همه روزنامه كجا خواهد بود . در صورتىكه از صد نفر سواد ندارد . زنكه چادر اطلس مىخواهد ، جوراب ابريشمى ، پيراهن كرپ دوشامبر . چه كند چه نكند شوهرش ندارد ، پدرش يا مادرش ندارد ، پيش خود خيال مىكند چه ضرر دارد من يك ساعت فلان محل بروم و صاحب يك چادر شوم . يك شب فلان جا صاحب يك دست رخت . يا حقيقتا معاش يوميهء خود را ندارد مىرود شهر نو در يك