قهرمان ميرزا عين السلطنه
7079
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مشروطه برقرار كرديم كه جان و مال و مسكن به دست خودمان باشد . من شاه مملكت نيستم كه بيرونم كنيد رعيتم و سر خانهء خود ، تكان هم نمىخورم . باز مىگويند يك قافله شتردار كه محمول آن مال التجاره و نفط و مخلوط آن اسلحه بوده مخصوصا از راه خرمآباد مىآمد كه به چنگ لرها بيفتد ، همان قسم هم شده همه را بردهاند . خالصىزاده ديروز خالصىزاده از خودش خيلى دفاع مىكند و بعد از جرايد بد مىگويد . عريضه نوشته بودند همانجا به مهر مردم رسانيده به مجلس روانه مىكنند : يا جلوگيرى از « ناهيد » و بعضى جرايد بشود يا ما خودمان دفع آنها را مىكنيم . دعوت ظهير الاسلام سردار سپه مشغول پختن علما و بازاريها است . ديروز ظهير الاسلام براى دخترش عقدكنان داشت براى پسر مرحوم شعاع السلطنه ( همشيرهء شعاع السلطنه دختر مظفر الدين شاه عيال ظهير الاسلام است ) . تهيهء زياد ديده بود و هفتصد نفر از هر طبقه دعوت نموده بودند . گويا خيال داشتند رئيس الوزرا با حضور اين جمعيت نطقى كند دلجوئى كند . گفتند به همه جهت صد نفر حاضر شده بود . آنها هم هركدام پس از صرف چاى غالبشان توقف ننموده بودند . رد وكالت على دشتى شيخ على دشتى با رأى مخفى وكالتش از مجلس رد شد . اما ناصر سيف آوازهخوان ، شيخ عطا ( عطاء الملك « 1 » . . . كه همه به اين سمت مىشناسند و براى همه . . . ) با دبير اعظم ، رهنما ، وكلاى سرنيزهء تبريز چون رأى علنى گرفتند قبول شدند و همه سر دشتى خراب شد . مجلس متصل از وزراء سؤالات مىكند . بيشتر طرف حمله وزير ماليه مدير الملك است و حال آنكه تمام اختيار با امريكائى و [ او ] نقش ديوار است . او هم گفته است مجلس اختيارات را به امريكائى داده مسئوليت را به من ، چنين چيزى ممكن نيست . قرار است در كميسيون قرارى بدهند . مسئول بىاختيار ، اختياردار غيرمسئول مطلب تازهاى است .
--> ( 1 ) - عطاء اللّه روحى ملقب به عطاء الملك چند دوره وكيل كرمان بود . ( مسعود سالور )