قهرمان ميرزا عين السلطنه
7053
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
برود خرمآباد كشفيات كند . مىگويند شهر تسخير نشده محاصره است ، آنچه از نظامى مقتول شده خارج بودند . پسر ظفر السلطنه را هم مىگويند كشته شده . درست حقيقت مطالب معلوم نيست . تلگراف مقطوع است اگر دولت خبرى هم دارد بايد به توسط قاصد باشد . داستان نفط - حاجى معين بوشهرى جرايد ما شروع به داستان نفط نمودهاند كه آن را هم خراب كنند . از قرارى كه مىنويسند ايالت گيلان و مازندران كه فعلا چشمههاى نفط آن معلوم و محقق است حاجى معين بوشهرى با چند نفر تجار ايرانى امتياز آن را گرفته يا مشغول گرفتن هستند . جرايد مىگويند اين امتياز براى انگليس است . حاج معين و شركاى آن سرمايهء همچو كارى را ندارند . دستهاى مىگويند عمدهء نفط در اين دو ولايت است . از امتياز سنگلر خارج شود آنها عقب مىروند و اين از تدابير انگليس است كه به اين عنوان سنگلر را از ميدان در كند . يك جمعى مىگويند اگر به سرمايهء [ حاج ] معين اين كار ممكن است خود دولت كه معتبرتر است خودش كار كند و منافع آن را دولت ببرد كه نفع عموم است ، يا مثل بادكوبه چاه چاه اجاره بدهد ، امتياز بدهد و ماليات بگيرد . مختصر هياهوئى است مثل سال قبل . جرايد مىگويند يك پولى هم تقسيم بين وكلاء و جرايد و مردم شده است . يك دسته هم مىگويند به [ حاج ] معين و شركاء بدهيد هيچ ضرر ندارد . سؤال از صبا مناقشهء جرايد هم به پايان نرسيده ، فسق هم را بروز مىدهند . در جريدهء « شهاب » شمارهء 123 مورخهء 15 شوال نوشته بود آقاى صبا به اقرار خودت دو هزار تومان به كاغذفروش و مطبعه و عملهجات بده دارى ، چهارصد تومان به شخصى سمنانى . چطور با وصف آنكه روزنامهء شما هم خريدار ندارد همهروزه انتشار [ مىيابد ] و آنوقت شش هزار تومان باغ مىخريد . شما كه ملك نداريد ، تجارت نداريد اين پولها از كجا آمده و مىآيد . براى ما توضيح بدهيد . ديروز گفتند سردار سپه حضرت عبد العظيم به معذرت رفت . آقاى شيخ عبد النبى هم مردم را راضى كرد كه امر يهودى به عدليه راجع شود . مشغول گفتگو هستند .