قهرمان ميرزا عين السلطنه

7051

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عمدا مىگذارد تا هرقدر ميل دارد حرف بزند . اما وكلا ، يك‌مرتبه كازرونى مىگويد اينها را در ميدان توپخانه بايد گفت . يك‌مرتبه همه مىگويند تاريخ ما مىدانيم . يك‌مرتبه باز مىخواهد نسبتى به شاه بدهد ، همهمهء شديد وكلا زنگ رئيس را به صدا آورده ساكت مىشود . جواب مدير الملك جم وزير ماليه مدير الملك جواب مىدهد جواهرات دولتى و اشياء قيمتى در به دو مشروطيت به مهر وزراء و جمعى ديگر تمام كمال مضبوط است ، مطابق ثبت و كتابچه به مهر همهء آنها . يك مرتبه براى تاجگذارى لازم شد ، رئيس الوزرا و وزراى عهد به اطلاع دربار بقدرى كه لازم بود بيرون آورده سند ممهور گرفته مجددا مهر و موم نمودند . در ماه اسد سال گذشته صندوقدار همايونى همه را تحويل [ داد ] و سند خود را مسترد [ كرد ] مجددا به جاى خود گذاشته شد . اعليحضرت شاه هيچ‌يك تكه جواهر دولتى همراه نبرده‌اند . اگر اعلان فروش جواهرى شده باشد مال ملكه است نه مال دولت . فقط پانزده تكه انگشتر و نشان و قلمدان به تصويب وزراى وقت تدريجا بخشيده شده كه قيمت آن هم از پانزده الى بيست هزار تومان است . اما كتب همه مىدانند قبل از مشروطه سرقتى شده . فعلا ما سندى براى مطالبه نداريم ( همان كتابهائى است كه لسان الدوله دزديد و يك مقدارى به خارجه رفت . تتمه پس از دستگيرى لسان الدوله مسترد شد . تفصيل آن مفصل است و دور نيست من نوشته باشم . ) باز ضياء الواعظين نطق مىكند . رئيس مىگويد در نطق شما خيلى مسامحه شد ، چنين نطق مفصلى در مجلس سابقه ندارد . ديگر ساكت مىشود و مىرود به جاى خود . معلوم شد درياى نور هم كه من نوشتم همراه شاه است شاه نبرده و در خزانه است . سرگذشت ضياء الواعظين اين ضياء الواعظين كيست . ما نقل قول از نظم الدوله مىكنيم كه ضياء به او براى همراهى كه كرده ارادت دارد . مىگفت اهل شيراز است ، شغلش روضه‌خوانى . مايل به تحصيل جديد شده بود . رفت كازرون روضه‌خوانى ، سى تومان كاسبى كرد . با آن پول آمد طهران رفت مدرسهء امريكائى ( دو سفرى هم به يك شكلى تا بمبئى رفته بود ) . تا سى تومان بود درس خواند . تمام شد ، بىخرجى ماند . خادم مدرسهء دار الشفاء كه آنجا منزل داشت به شخص ساعت‌سازى ضامن داد و او هر عصر چند ساعت به وى مىداد شب تعمير [ مىكرد ] و اجرتى مىگرفت و گذران مىكرد . اين ساعت‌سازى را هم در