قهرمان ميرزا عين السلطنه

7011

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نشود هم بايد بقدرى دوخته باشد كه تن كند . گاهى چند نفر سر يك پيراهن كار مىكنند . بعضيها چرخ خياطى مىبرند . برخى از صبح مشغول دوختن مىشوند . بين الصلوتين تمام و تن مىنمايند . « چند بخته » اما هريك از اين گدائيها شرط مخصوص دارد . مثلا آن‌كه براى بخت‌گشائى و سفيدبختى و شوهر گدائى مىكند بايد از زن و مرد « يك‌بخته » باشد يعنى يك زن با يك شوهر گرفته باشد . چقدرها در سر اين مطلب بين خانمها و آقاها صحبتها مىشود ، تا بگوئى خانم چندبخته است . آن مرد ديگر مىگويد البته چهار پنج بخته است ( يعنى چهار يا پنج شوهر كرده ) . خانم از ته قلب مىگويد لال شوى انشاء اللّه . سفيدبختى و مرادخواهى آن‌كه براى بيمار است از آدم مريض ، آن‌كه براى سفيدبختى است كه اصل مقصود است از سياه‌بخت و قس على هذا . چنانچه امسال از من كه پير و چندبخته [ ام ] ، شايد هم مرض دماغى داشتم قرب يك تومان همان خودمانيها گرفتند . زينب ازبس كه پول داده قسم خورده است سال ديگر گدائى مفصلى بكند تا تلافى شده باشد . همه‌چيز هم امروز به اسم مراد فروش مىرود ، دو و سه مقابل قيمت همه‌روزه ( دم مسجدها ) . امروز دل و قلوهء گوسفند هم دل و قلوهء مراد ، نعنا و ترخان مراد . داد مىزنند تا برسد به پارچه و اسبابهاى زنانه . وعظ ميرزا عبد اللّه دربارهء حجاب و تربيت من مسجد سپهسالار رفتم . شعاع الدين ميرزا و حاجى آقا هم بودند . اين شبستان كه نماز مىخوانند چهل و هشت ستون سنگ دارد . تقريبا پنجاه ذرع طول ، بيست و پنج ذرع عرض . مملو از جمعيت بود كه دو ثلث آن زن و يك ثلث مرد ، و بقدرى هم زن در دالان و بيرون مسجد و كوچهء پشت درب زنانه ايستاده بود كه دو آنقدر مسجد پر مىشود . ميرزا عبد اللّه آنچه كرد زنها ساكت نشدند . به مردها امر به خواندن ذكر به صوت بلند كرد . بقدرى خواندند تا خانمها كمى آرام گرفتند ( سرود ملى ما در حقيقت نوحه و اين اذكار است ) . از حنا و لباسى كه خانمها امروز به نيتهاى خالص مرسوم دارند خوب گفت كه عيب ندارد ، انشاء اللّه مراد همه داده مىشود . مردها آمين بگويند و همه گفتند . خانمها از اين حرف بيشتر خوششان آمد و ساكت‌تر شدند . از حجاب گفت و نفرين زياد به آن زن و