قهرمان ميرزا عين السلطنه

7006

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شخص ديگرى باز در اين نمره از خالصىزاده دفاع [ كرده ] و ايضا صبا را هدف تير ملامت قرار داده است كه تقريبا مكررات است . مندرجات ستارهء ايران اما « ستاره » مطالب ديگر و باز تلگرافات ولايات را نوشته است ، من‌جمله از آنها تلگراف بروجرد است كه محض القابى كه به سردار سپه داده ذكر مىشود و الّا اين تلگرافات ديگر معنى ندارد و خنك و بىمزه شده است . اى يگانه ناجى مملكت و اى برانگيختهء حضرت احديت و اى تواناى باعظمت و اى كسىكه ملت ايران هرچه دارد از بذل توجه‌ات دارد . ما تودهء ملت در داخله نيست و در خارجه هيچ بوديم و اكنون در همه‌جا و با همه‌كس اظهار حسّيات مىكنيم . اى رئيس الوزراى محبوب ، ما ملت تا ابد مرهون و تا آخرين دقيقهء عمر ممنون افكار مقدست خواهيم بود . جمهورى كن و دفع شرّ اين مفت‌خوارها را بكن . ما پنجاه روز است در تلگرافخانه تحصن داريم ، از ذات مقدست تمنا داريم كه با نمايندگان بىعاطفه بذل مساعدت فرمائيد و ما را از قيد اسارت و شرمندگى سلطنت قاجاريه آزاد نمائيد . ( چند دفعه ملت آزاد مىشود ، مشروطه كه شديد ) . چون ديگر جوابى ندارد به اين جرايد بدهد از قول جمعى به‌عنوان تقاضا مىنويسد كه ما علاقه‌مند به مندرجات جريدهء فريده هستيم و از حضرت مستطاب عالى تمنى مىكنيم در دنبال شمارهء گذشته موضوع را ترك و به اين عده منت بگذاريد . ارادتمند ، نورى . مديران جرايد ما از اين قماش هستند و معلوم است تراوش خامهء آنها چه نهج خواهد بود و به مردم چه تأثيراتى خواهد نمود . امراى لشكر در تهران امراى لشكر طهرانند با خيلى از رؤساى تيپها . اغلب در خانهء شخصى رئيس الوزرا منزل دارند جز امير لشكر شرق كه باغ صبا مهمان حاج حسين آقا پسر مرحوم ملك التجار است . عبد اللّه خان امير [ لشكر ] شمال هم خانه‌هاى مرحومهء حرمت الدوله را آخر خيابان چراغ‌برق اول كوچهء ميرزا محمود وزير ( سرچشمه ) خريدارى [ كرده ] و دو سال است بنائى مفصل مىكند ، يقينا آنجاست . يك روز در سعدآباد مهمان وزير [ جنگ ] شدند ، دو روز شهر . فردا شب هم دعوت براى مذاكرات آخر شده‌اند . مردم درست از گفتگوها خبر ندارند جز آنها كه محرم اسرارند . با اين‌حال مىگويند امير [ لشكر ] شمال ،