قهرمان ميرزا عين السلطنه
7000
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كردند . با وثوق الدوله چهها كردم ، با قوام السلطنه چهها گفتم ، به ناصر الملك چه سختيها كردم . آنوقت از روزنامهء « آفتاب » خود مىنويسد بعد از « ستارهء ايران » و تمام را شاهنامه مىخواند . پس از شرححال مفصل و تاريخ نشر دو جريدهء خود كه با روس چه قسم رفتار كرده ، پدر انگليس را چطور بيرون آورده به معرفى مدير جريدهء گمنام مىپردازد كه اصل مقصود ما اينجاست كه در اين كتاب معرفى مديران جرايد ما به زبان و قلم خودشان كه از حال يكديگر بهتر از ما كه دوريم اطلاع دارند ذكر شود . معرفى مدير جريدهء گمنام ( نوشتهء صبا ) حالا كمكم به معرفى آقاى مدير روزنامهء گمنام شروع كرده اول مىپرسيم آقاى مدير گمنام ، جنابعالى اولا لازم است خودتان را به اين مردم معرفى كنيد كه از كدام طايفه و كدام قبيله و كدام فاميل و كجائى هستيد و با كدام صلاحيت و نجابت و اصالت يكروز وثوق الدوله و يك روز قوام السلطنه ، يكروز روس ، يكروز انگليس ، يكروز مدرس ، يكروز مشير الدوله ، يكروز جمهورى ، يكروز سلطنت قاجاريه را مىخواهيد به مردم تحميل كنيد . كدام مدرسه ، كدام سابقه به شما حق زمامدارى افكار عامه را داده است ( همان كه به شما داده ) و ثانيا مسلك و مرام شما چيست و كدام فداكارى را دربارهء اين ملت فرمودهايد . آيا پروگرامى را كه در كوچهء قجرها و بعد از آن در كوچهء خراسانيها و چندى هم در خيابان كنت سرمشق خود قرار داده بوديد هنوز هم به تعقيب آن رويه مشغول هستيد يا مانند رفيق بىوفاى خودتان كه ريش مصنوعى گذاشته از آن حرفهء شريف دست كشيده و معقول شدهايد ( كوچهء قجرها نزديك گار ماشين سابقا محل فواحش بود ، خراسانيها هم ) . آيا به خاطر داريد كه وليعهد يكروز ( گمنام ديگرى را ؟ ! ) خواسته بود ملازمان آستان ملايك پاسبان جنابعالى را عوض آن گمنام به خلوت برده و بالاخره منتهى به درج يك مقالهء بالابلند در جريدهء شريفهء ملى نيكنام شما بهعنوان مصاحبه با وليعهد گرديد . ( پسره سيدى بود در ادارهء « قانون » كه چندان بدگل نبود ، رندان دنبالش كردند و موسوم به « سيد قانون » شد ، مثل آن دروغها كه اين ايام مىساختند . گفتند وليعهد روزى او را خواسته بود ، مىروند اين سيد نرهخر را مىخوانند . داخل اطاق وليعهد مىشود مىبيند عوضى جا شده . اين دروغ را اينك « ستاره » مىنويسد ) . آيا شبى را كه منزل خودتان بوديم و با سر برهنه و كت و شلوار و زلف اتوكشيده مىفرموديد بايد نسل قجر را از دنيا معدوم كرد و طراحى مىفرموديد كه بايد چنين و