قهرمان ميرزا عين السلطنه

6996

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مدرس و كمك خواستن از شاهزاده خانمها شب خانهء حكيم السلطنه دعوت داشتيم . تازه از خانهء اعتماد به خانهء خيابان سپه رفته و مطب داير كرده . افخم الدوله و شعاع الدين ميرزا بودند . دكتر مىگفت فكرى براى ولايات كنيد ، خيلى سخت‌گيرى مىكنند . تمام قوهء نظامى خودش را صرف صدمهء مردم نموده . مدرس بىپول مانده فقير است . خانهء خودش را هم كه بيع گذاشت و صرف مجروحين آن‌روز كرد . افخم الدوله گفت هزار و دويست تومان پول خانهء او را مجلس از وجه جرائم وكلا داد ، زيرا مجروحين متعلق به كعبهء آمال بود . آنجا مجروح شده بودند . دكتر گفت ( معالج مدرس است ) پس از قضيهء آن روز كه هرچه خودش داشت و رسيده بود به مردم مجروح داده بود بعضى فقرا را هم كه عبا و قبا ، كفش ، كلاهشان رفته بود پول داد . هيچ نداشت به من پيغام داد برو نزد فخر الدوله ( عيال امين الدوله ) ، عزت الدوله ( عيال فرمانفرما دو دختر مظفر الدين شاه ) و ايران الدوله ( صبيهء مرحوم نير الدوله عيال مرحوم حاجب الدوله ) بگو مردهاى شما غيرت ندارند شما يك پولى برسانيد . من عزت الدوله را نديدم ، مراوده نداشتم . به آن دو گفتم آنها هم نزد معزز السلطنه همه‌كارهء اندرون شاه پيغام دادند . پانصد تومان بالسويه فخر الدوله و معزز السلطنه و سيصد تومان ايران الدوله داد . معرفى معزز السلطنه معزز السلطنه آنچه داشته فروخته و به مدرس داده است و حقيقتا مردانگى كرده . من پرسيدم وليعهد چه داد . گفت مدرس مىگفت كه وليعهد تا حال شش هزار تومان به حواله كرد من پرداخته و ديگر آه در بساط ندارد و من خجالت ميكشم ديگر حواله بدهم . معزز السلطنه پرستار محمد على شاه بود . بعد از خلع او شاه و وليعهد را نگاهدارى كرد . از آن شيرزنهاست كه مردها بايد به وجود او افتخار كنند مثل فخر الدوله . اما شاه تاكنون يك شاهى حواله نداده است و بايد بدهد تا جمعى به ولايات فرستاده شود . اين بود صحبت دكتر تا تنها بوديم و يك سرّ مخفى به ما آشكار شد . اما اين پول در مقابل آن پولها كه از كيسهء خود سردار سپه و خزانهء نظام مصرف مىشود قطره در مقابل درياست . حرف سيد محمد رضا همدانى آقاى سيد محمد رضاى همدانى از فضلاى عضو استيناف طهران تشريف آورد .