قهرمان ميرزا عين السلطنه

6987

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

محل پرستش نبود ، بلكه به جاى شيطان امروز بود ) . ديگر از اهريمن و يزدان جز اسمى در افسانه و لغتى در فرهنگها نماند . پس از قرنها حجب و توارى يك‌بار ديگر يزدان متجلى گرديد به اسم جمهوريت . اين تظاهر همان روح پاك قديم بود كه در طول ايام فراموش شده و اينك به مقتضاى زمان تغيير اسم داد . جمهورى مظهر يزدان با همان آئين مقدس ديرينهء خود متجلى شد و صور سعادت را بر ولايات ايران دميد و جماعتى يزدان‌پرست به او گرويدند . اما افسوس اهريمن آن روح پليد و مخالف يزدان دوباره پديدار شد و اين‌دفعه به اسم سلطنت باز به مخالفت يزدان برآمد و عجب آن‌كه جماعتى آدم صورت شيطان‌سيرت و بت‌پرست دور او جمع آمده به تقويت او و مخالفت يزدان جنگيدند و براى كشتن حق جهاد كردند . ( پايان مقالهء ستارهء ايران ) صبا دماغش حتما مخبط شده و الا اين‌همه مزخرف نمىنوشت . منبر ميرزا عبد اللّه در روز قتل شنبه - ميرزا عبد اللّه گفته بود روز قتل منبر را در صحن مسجد بگذارند و مردم جمع شوند . من با سلطان محمود رفتيم . ازدحام غريبى بود كه من در عمرم مجلس وعظ به اين جمعيت نديده بودم . روضه‌خوانى نوحه مىخواند و سينه مىزدند . بعد خودش منبر رفت . فرشى ، حصيرى ، چيزى نبود ، يعنى صحن به اين بزرگى را ممكن نبود فرش كنند . همه خاكسار بودند . وعظ كرد ، روضه خواند ، نوحه‌سرائى نمود . بعد مردم را خيلى نصيحت كرد به يارى قرآن و حفظ آن ، پرهيز از لامذهبان ، دورى از گفتار و نوشتجات آنها . امر اكيد به مخالفت با هركس حفظ ظاهر اسلام را ننمايد ، بگويد يا بنويسد . آن‌وقت فرياد زد اى كسانىكه سينه‌هاى خود را در مقابل سرنيزه‌هاى مجروح و سوراخ براى حفظ قرآن و اسلام نموديد باز هم باك نداشته باشيد . اگر تكه‌تكه‌تان بكنند بايستيد جلوى جمعى بابى لامذهب كه عدهء آنها خيلى قليل است . اما اى مردم همين عدهء قليل داشت بساط دين و آئين شما را به‌دست خودتان برهم مىزد كه در پناه امام عصر و يارى او مطلع شديم و به يك جنبش مردانه تاروپود آن را برهم زديد . خداى اسلام بزرگ است . من از زبان خودم نمىگويم من از زبان [ محمد بن ] عبد اللّه ، از زبان رسول اللّه به شما مىگويم ، قرآن ، قرآن . تا به آن عمل مىكنيد ، رستگاريد . نكرديد سيه‌روزگار . باز گوشه‌اى هم از روزنامه‌ها زد و رفت توى روضه ، مجددا مرثيه‌خوانى . مرثيه خواند ، سينه زدند ، نوحه خواندند كه صداى آن البته تا بيرون شهر مىرفت . سپس مجلس را ختم كرد . مدتها طول كشيد تا جمعيت رفت .