قهرمان ميرزا عين السلطنه

6727

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

به مقام رياست جمهور رسيد چه‌ها خواهد كرد . كسى كه در رياست وزرائى تحمل ننمايد در عدليهء پايتخت يك نفر آخوند فقير پيرمرد كه او را نمىشناخت تواضع و تكريم نكند به دست خودش پنجاه چماق به وى بزند ، شاهنشاه مملكت شود با آنها چه سلوك و رفتار مىكند . عارف و جمهوريت جرايد امروز باز مطالب گذشته را تكرار نموده بودند سواى آن‌كه همه‌جا احمد ميرزا و بسى سخنان زشت‌تر گفته بودند . اعلانى بود كه آقاى عارف يگانه فيلسوف حكيم و شاعر سرودى براى جمهوريت تهيه كرده ملقب به شاه عريان و در گراند هتل در معرض نمايش گذاشته خواهد شد و محققا سرود جمهوريت ما خواهد گرديد . بيائيد به تماشاى اين آواز و اشعار و نمايش تا لذت از عمر ببريد « 1 » . اعلان ديگرى بود براى تهيهء جشن جمهورى . انجمنى تشكيل شده از اشخاص باذوق . تمنى مىشود تشريف آورده دستورات لازمه را بدهند . ما پس از مشروطه مبتذل بوديم اما حالا كار از ابتذال هم بالاتر مىرود . البته تئاتر فتحعلى شاه با آن ريش و پشم ، سينهء پهن ، بازوهاى باريك ( كه به آن شمايل هم نبود و خودش دستور مىداد اين قسم نقاشى كنند ) در سرداب نگارستان و سرسره و خانمهاى فراوان هم به معرض نمايش در سالن گراند هتل خواهد آمد . البته مظفر شاه كبير پدر مشروطه ، و آنچه ما ديديم و اينك مىنويسند نيز فراموش نمىشود . بىعلمى عمومى راستى و به حقيقت ما نمىتوانيم بعضى اعمال آنها را كتمان كنيم و اعتراف نياريم . اما اوضاع آن زمان با امروز زمين تا آسمان فرق كرده . نمىشود توقع داشت ملتى كه از شاه تا گداى آن بىعلم [ اند ] و از ممالك اروپا بىخبر [ بود ] به عظمت و قدرت و هنر آنها برسد . فقط بيست سال است كه خواص اين مملكت آگاه شده و از ترتيبات جديد مطلع گرديده‌اند . هشتاد نفر از رجال و شاهزادگان و اعاظم درجهء اول اين مملكت به همراهى ناصر الدين شاه اروپا رفتند چهار نفر زبان فرانسه مىدانست . يكى پدر من بود ، يكى ميرزا حسين خان سپهسالار ، مشير الدوله يحيى خان و نصر الملك دو برادر سپهسالار .

--> ( 1 ) - اين حكيم و شاعر تبعيد شد . در همدان خانهء كثيفى گرفت با چند سگ زندگى مىكرد ، با كمال فلاكت در 1312 با سگهاى خود به آن دنيا رفت . ( يادداشت بعدى از مؤلف )