قهرمان ميرزا عين السلطنه

6960

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نترسيد اين كارها را كرد . نظر حامد الدوله شب خانهء محسن ميرزا بوديم تازه‌اى نبود . من خانهء حامد الدوله دائى مهذب الدوله هم رفتم . حاكم دزداب بود معزول شد . از راه هندوستان و بمبئى عتبات رفت و طهران آمد . مىگفت امير فيصل را ملاقات كردم . او مىگفت عراق با ايران در منافع و امنيت و همه‌چيز يكى هستند . تازه رفته بود ايران امن شود اين چه حكايتى است كه شروع شده ، اين سردار سپه كيست ، از كدام خانواده است ، كجا درس خوانده . من در پرده معرفى مختصرى كردم . آن‌وقت گفت قانون اساسى ايران به شاه اقتدار و اختيارى نمىدهد ، پس اين توقعات مردم در روزنامه‌ها چيست . به شاه چه . حيف است ايران امنيت نداشته باشد حتما برهم خواهد خورد . مقالهء قانون شمارهء 34 سال سيم ملت را بشناسيد - يكى از خصايص پرنس بيزمارك اين بود كه ملت آلمان را مىشناخت . هركس بخواهد در يك مملكت زمامدارى كند بايد نخست ملت را شناخته و قسمت قوى و مؤثر ملت را تشخيص داده قواى عامله و مؤثر ملى را از قواى لفاظ و بىاثر شيادان تميز بدهد . اگر يك رئيس دولت نتوانست يا نخواست ملت حقيقى و جامعهء ملى را تشخيص بدهد ، هرگاه يك قائد و پيشوائى از روى عمد يا سهو يك دستهء شارلاتان و شياد را در عوض ملت شناخته و پيشرفت مقاصد خود را با مقاصد آن‌دسته مطابقه داده از مابقى ملت دور افتاد ، اگر يك اكثريتى با يك اقليت مثبتى كه آن اقليت در جامعه داراى اكثريت بود و افكار عمومى تكيه‌گاه آن اقليت باشد طرف گرديده و بخواهد خدمات نمايانى به ملت بنمايد موفق نخواهد شد تا چه رسد كه بخواهد بر خلاف آمال و عقايد جامعه ، برطبق منافع و مقاصد يك دستهء غير صالح كه در باطن اقليت و در ظاهر اكثريت را ترتيب داده‌اند رفتار كند « حرف آخر با ملت است » . ملت تا خودش را نشناسانيده و حرف آخر را نگفته است هركس و هر دسته كه از زبان ملت حرف بزند حرفش داراى وزن و قابل پيشرفت مىباشد . اما روزى كه ملت قيام كرد ، روزى كه خود ملت حرف زد ، روزى كه مردم خودشان به صدا آمدند آن روز ديگر لله‌ها و دسته‌بندها و سردسته‌ها بايد ساكت شوند يا تابع صوت و صداى ملت واقع گرديده هرچه ملت مىگويند همان را بگويند ( يعنى من و همكارانم مىنوشتيم دروغ بود ) .