قهرمان ميرزا عين السلطنه
6944
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دفاع مشير السلطنه مشير السلطنه قدرى از شاه تعريف كرد كه و اللّه به خدا شاه بسيار خوب رفتار كرده و ذرهاى تخلف از قانون و نصايح وزراى خود تخلف ننموده . اينها كه مطالب را نوشتند كاش مىتوانستند يك كلمه حركت زشت يا بىقانونى از شاه بنويسند و الّا مهملات نوشتن كه نتيجه نخواهد داشت . با سند ، با دليل ، با برهان اگر مرد بودند يا چيزى در چنته داشتند مىخواستند بنويسند . وسواس احمد شاه در غذا بعد من بعضى سؤالات كردم پرسيدم شاه به چه غذائى ميل دارد . گفت تا قبل از رفتن اروپا خيلى وسواس در غذا و در همهچيز داشت . چند مرتبه دست مىشست . غذا را بايد تا پشت در اطاق با همان ديگ و آتش بياوريم . آنوقت هى بشقابها را در حضور خودش با آب گرم سماور و صابون شستشو بدهم . بسا ايام بود كه تا پنجاه بشقاب عوض مىكرد و براى هريك بهانه مىگرفت . ميوه نمىخورد كه ميكروب دارد . گوشت و برنج براى شكمش و سمنش نمىخورد جز هفتهاى يك مرتبه . ساير اوقات سبزى بود و حبوبات ، مثل نخود پخته ، باقلا و غيره . مراجعت از فرنگستان ميكروببازى متروك شد اما باز گوشت و برنج به امر اطباء كم مىخورد با وصف آنكه پلو را خيلى دوست داشت . سه مرتبه ميوه مىخورد : ظهر ، شب و نصفشب كاهو مىخورد . پرسيدم شاه نماز مىخواند . قسم خورد آرى ( اما روزه را مىدانستم نمىگيرد نپرسيدم ) . شاه متدين است ، مسلمان است ، عقايدش خوب است . اما ظاهرسازى ندارد . پرسيدم تغير مىكند ، فحش مىدهد . [ گفت ] هيچوقت . بزرگترين فحشش اين است كه مىگويد خيلى شلوغ نكن . پرسيدم شوخى مثل جد مرحومش مىكند . گفت هرگز شوخى نكرده است . محضر خوبى دارد ، باحشمت باادب . اقتدار مجلس و شاه اينها رفتند و ما وعده خانهء فخر الممالك خيابان شاهآباد داشتيم ، هى به جانب قدم ، مثل كبك ( پاها باز و سوقان گرفته شده ) . حاج عز الممالك ، سردار معظم وكيل كردستان آمدند . صحبتها [ ى ] متفرقه بود . فقط عز الممالك گفت اگر شاه آن تلگراف را نكرده بود بهتر بود . آن تلگراف اسباب لجاجت شد و بعضيها كه مخالف بودند در دادن رأى اعتماد