قهرمان ميرزا عين السلطنه
6936
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حرف مشير اعظم دربارهء سردار سپه مسجد سپهسالار رفتم . آقايان همه روزه بودند . مشير اعظم پسر دوم مرحوم اتابيك كه به واسطهء شاهزاده صارم الدوله شوهر همشيرهشان وكيل يكى از شهرهاى فارس شده نشسته بود و من نزديك او واقع شدم . گفتم رفيق چه خبرها در مجلس است . گفت خيلى . گفتم از همه لازم ندارم بگوئى با يارو چه كرديد . گفت سعدآباد رفتيم و به وضوح به او گفتيم : همين شاه است ، همين وليعهد ، همين قانون اساسى ، همين اكثريت و همان اقليت مفسد . ميل داريد بسم اللّه ، نه به خير و سلامت . قبول كرد . تلگرافهاى امراء گفتم با تلگراف امير لشكر چه كرديد . گفت مجلس ابدا اعتنا نكرد و جواب نداد . فقط پيغام داده شد كه جلوى اين تلگرافات را بگير . ما قشون براى مملكت مىخواهيم نه براى عصيان . من ديگر كنجكاوى نكردم . اين تلگراف و تلگرافات ديگر امراى لشكر سوء اثرى در مجلس و ساير محافل و نزد عامه نموده است . امير لشكر شرق تلگرافى كرده بود كپيه به همهجا و به همه افواج مركز و به اصفهان ، تبريز ، كرمانشاهان ، همدان و غيره كه پيشقراول ما به فراشآباد حركت