قهرمان ميرزا عين السلطنه
6723
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كلّاشى مديران روزنامه در اين ايام يك سرقت بزرگى به توسط دو نفر از مديران جرايد ما واقع شده ، مدير « صاعقه » و مدير « جارچى ملت » ( از آن جرايدى كه شايد ده نمره چاپ شده اما تابلو و مديران آن به جاى خود باقى است ) . مكاتيبى به مهر و مارك وزارت داخله به حيدر خان بندرعباسى « 1 » نوشتهاند از قول ميرزا قاسم كفيل « 2 » كه حكومت بوشهر را به شما مىدهيم و به مبلغ هفت هزار تومان قطع مىكنند تعارف بدهد . بعد تلگرافى از جانب كفيل مىكنند حواله برسد . فورا تلگرافى حوالهء بانك شاهنشاهى مىكنند . امضاء ميرزا قاسم را همان قسم كه در تلگرافات به كار بردهاند در اينجا هم برده ، پول را تمامكمال دريافت مىكنند . پس از چند روز تلگراف حيدر خان به ميرزا قاسم خان مىرسد كه حكم نرسيد . چه حكمى ؟ از تلگرافخانه تحقيقات مىشود تلگرافات را به وزارتخانه روانه مىكند و مطلب كشف مىشود . نظميه تعقيب مىكند و حقيقت آشكار مىشود . مدير « صاعقه » « 3 » خودش را به خاك روسيه رسانيده است . مدير « جارچى ملت » دستگير مىگردد « 4 » . اما در جرايد چيزى محض افتضاح ننوشتند . مديران جرايد ما غالب از اين قماش هستند . هركدام فعلا ماهى سيصد تومان رشوه مىگيرند يك وكالت هم دنبال آن ، بهعلاوه كه سه برابر هميشه جريدهشان فروش مىرود . نقشهء انگليسها براى جمهورى مىگويند عما قريب تلگراف ولايات مىرسد و در جلسهء دوم و سيم مجلس مقارن عيد ، جمهوريت علم مىشود . انگليسها عثمانى را جمهورى كردند ايران را متعاقب آن ، بعد مىروند سراغ افغانستان . فقط و فقط براى آنكه پادشاه و مملكت مستقل مسلمانى در عالم نباشد كه مسلمانهاى اتباع او يك روزى به آنها تأسى كنند . انگليسى هميشه كارها را چند مرتبه حلاجى مىكند و مىسنجد . تصميم كه گرفت انجام مىدهد ، آن هم نه براى امسال يا ده سال و بيست سال بعد ، براى يك قرن دو قرن ديگر . پنجهء قوى و عامل بزرگى در ايران كار مىكند . از عاقبت آن بايد ترسيد . همان قسم كه مشروطه را برپا كرد امروز جمهورى را برپا مىكند . منتهى در مشروطه چون مردم خيلى
--> ( 1 ) - حيدر خان بندرعباسى - شناخته نشد . ( 2 ) - ميرزا قاسم خان صور تبريزى صاحب روزنامهء صور اسرافيل بعدها به وزارت رسيد و نيز حكومت . ( 3 ) - محمد صدر هاشمى فقط شمارهء 9 صاعقه ( دلو 1300 ) را معرفى كرده است ( جلد سوم ص 99 ) . ( 4 ) - جارچى ملت به مديريت آقا سيد حسين ابراهيمزاده ارسال 1328 قمرى آغاز به نشر كرد و در سنوات بعد گاهبهگاه انتشار يافته است . ( صدر هاشمى 2 : 158 ) .