قهرمان ميرزا عين السلطنه
6929
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بودند و نگذاشتند ايران قدمى به سمت ترقى و تعالى برود ؟ ببينيد خدا چطور به دست و زبان و قلم خودشان دروغهاى خودشان را ثابت مىكند . چنانچه تا ديروز مىگفتند ملت جمهورى مىخواهد ، ملت سعادت خود را در اخراج آل قاجار مىداند ، ملت ضجه مىكند ، كاسهء صبر ملت لبريز شده و امروز اقرار و اعتراف مىكند انگليسها اين نقشه را ريخته بودند كه مملكت ما هرج و مرج شود . تلگراف احمد آقا خان امروز « شفق سرخ » تلگراف مفصلى از امير لشكر غرب احمد آقا خان به ساحت مجلس شوراى ملى درج نموده بود كه بر خلاف قواعد نظامى به واسطهء اهميت امر به شما تلگراف مىكنم . آنوقت شرح مفصلى از خدمات سردار سپه و افراد نظاميان مىگويد و سپس تهديد مىكند كه اگر تا شصت و هشت ساعت خاتمه به كنارهگيرى سردار سپه ندهيد و استرضاى خاطر او را به عمل نياوريد تمام قشون خود را از لرستان و ساير نقاط سرحدى احضار و به وظيفهء متعلمى كه به معلم خود رفتار كند رفتار خواهم كرد . مجلس شوراى ملى داند با نظم ولايات خود . پيشبينيهاى ما چطور موافق واقع مىشود . فردا از جنوب و شمال شديدتر از اين تلگراف خواهد آمد و اگر مجلس خطائى كند همان حكايت تجزيه است و آمال انگليس و شايد روس . آقاى ملك الشعرا روى كاغذ مىتوانند مرقوم دارند آنها « سرباز وطن هستند نه سرباز سردار سپه » اما خير اينطور نيست . آنها سرباز امير لشكر غرب هستند و امير لشكر غرب سرباز سردار سپه . اينجا فرانسه و انگليس و آلمان نيست ! هنوز حكايت مهاجرت سيزده هزار ژاندارم و تمام صاحبمنصبان آن در اواسط جنگ و طغيان محمد تقى خان و قشون خراسان ، سركشى لاهوتى خان و ژاندارم آذربايجان و ضبط شهر تبريز فراموش مردم نشده ، اگر فراموش ملك الشعرا و دوستان او شده باشد بعيد نيست . مزه دارد « شفق سرخ » در ذيل اين تلگراف خطاب به ملك الشعرا كرده كه مىنويسد جواب اعتراض شما را به مندرجات ما همين تلگراف مىدهد و زحمت ما را كم كرد . نامهء عدل الممالك عدل الممالك « 1 » كاغذى از قزوين در جواب تبريك عيد من نوشته بود . پس از
--> ( 1 ) - كامران ميرزا عدل قاجار پدر عبد الصمد كامبخش .