قهرمان ميرزا عين السلطنه
6917
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بايد در تحت لوا و فكر يك نفر اداره شود تا مردم به حقوق و قوانين آگاه و داراى مزاياى ديگر شوند . رفراندم بعد شرحى در رفراندم مرقوم مىدارند كه چرا مجلس شروع به اين كار نمىكند . مثل اينكه در اين شهر نبوده و نيست و از مجلس خبر ندارد . در تلو اين مقاله مىنويسد به واسطهء اجتماع مختصرى كه بر ضد جمهوريت در بهارستان شد مرعوب شده و ضعف نفس مستولى گشته است . ما در اينجا به نام هزارها نفوس كه در شب عيد دست از كسب كشيده و تعطيل نموده و به تلگرافخانهها متحصن شدهاند و به مجلس شورا پناه آورده و چشم انتظار خود را به آن مركز دوختهاند از مجلس شورا يك سؤال داريم ، مسئلهء رفراندم چه شد ؟ آيا مجلس شورا صداى ملت را نمىشنود ، يا به اين فريادهاى حق وقعى نمىگذارد . به عقيدهء ما كسى با جمهوريت مخالف نيست و بلكه روح ملت از اين سلطنتى كه غير از ننگ و ادبار و شئامت و ذلت و بدبختى براى ايران نتيجه ندارد متنفر است . آن كسانى كه آمدند مجلس و با نغمهء جمهوريت مخالفت كردند آن بيچارهء عوام را فريب داده بودند . ايضا يك ورق باز تلگراف ولايات است با شدّ و مدى . در حالىكه من هم امشب از امير نصرت پرسيدم گفت تلگرافى نيامده مگر اظهار تشكر در الغاى جمهوريت . فراماسون - خالصىزاده « ناهيد » پس از آنكه شرح مفصلى در باب فراموشخانهء ميرزا ملكم خان مىنويسد آنوقت توى كوك ممتاز السلطنه سفير فرانسه مىرود كه براى اين هيچكس نمىتواند او را عزل كند كه داخل فرماسيون فرانسه است ( خيلى خنك ) . باز از شاه و غيره دست برنداشته كه مكرر است و ديگر مزه ندارد ، ثمر هم ندارد . نتيجه هم كه پول باشد ندارد . شرحى نيش و نوش بلكه نيشش بيشتر است از خالصىزاده مىنويسد و مىنويسد چند روز پيش كه در بازار شلنگاندازى مىكرد چند نفر آژان را ديد كه به طرف او مىآيند چنين تصور كرد كه درصدد گرفتن او هستند . فورا در وسط بازار صف نماز بسته مشغول شد . بدون وضو روى زمين نماز خواند . از صداى اللّه اكبر بىموقع يك زن حاملهء بيچاره در همانجا بچه سقط كرد . آقا خود را به اين حيله از دست آنها خلاص كرد .