قهرمان ميرزا عين السلطنه
6915
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
استعفاى سردار سپه سهشنبه سيم رمضان - بيرون كه رفتم نوكرها گفتند ، روزنامهفروشها استعفاى رئيس الوزرا را فرياد مىكردند . ديشب سر شام ملكه كه خانهء خانم سالار مهمانى رفته بود گفت روشنك حكايت كرد كه امروز ( دوشنبه ) صبح قزاق آمد حاج عز الممالك را خانهء سردار سپه برد . همينقدر مىدانم كاغذى به او داده بود به مجلس برساند . سردار سپه در بومهن رفتم مسجد سپهسالار . از بس كه اين ايام آشوبى ما پرسه زدهايم سوقانمان خوب گرفته شد و به هيچوجه از راه رفتن خسته نمىشويم . عميد الدوله ، معتضد السلطنه ، موفق الدوله ملاقات شدند . معتضد السلطنه فرمودند ديروز سردار سپه جمعى را احضار نموده بود . از آن جمله بود حاج عز الممالك ، رفته بود . وزراء ، بعضى از نظاميان و اعوان و انصار خودش مجتمع بودند . قدرى از زحمات و خدمات خود شرح داده [ و گفته ] بود بالاخره من با اين دو نفر نمىتوانم كار كنم و مىروم بومهن استراحت كنم و با يك اسكورت سوارنظام مىرود . نامه به مجلس شب مجلس كه بنا بود علنى شود سرّى شد . من امروز صبح خانهء يكى از وكلا كه كمال يگانگى را با من دارد رفتم . خواب بود ، بيدارش كردم و تفصيل ديشب را جويا شدم . گفت كاغذى بهعنوان مجلس نوشته بود شرح خدمات خودش را و اينكه مملكت را امن كردم ، گردنكشها را مطيع و من با اين ترتيب حاضر نيستم . چون استعفا و عدم آن درست آشكار نبود قرار شد شش نفر بروند و با او مذاكرات كنند ، بعد مجلس رأى خود را بدهد . چون شهرت داشت تلگرافاتى از شاه رسيد موفق الدوله گفت بله شاه به مجلس تلگراف نموده كه به اين آدم ديگر اعتمادى نيست ، مجلس تمايل خود را به هركس هست تلگراف كند . به وليعهد و علما هم تلگراف آمده اما من نمىدانم . از قرار معلوم صحبت رياست وزرايى مستوفى الممالك است ( خدا به داد برسد ) . موقعيت ايران بد كارى شد . شياطين او را فريب دادند ، طورى كه التيامپذير نيست . كار اين آدم همان