قهرمان ميرزا عين السلطنه
6889
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
آنكه بقدرى بىربط درشكه ، كالسكه ، الاغى ، چهارچرخى ، اتومبيل ميان جمعيت گذشت و از اطراف قشون رد شد كه هر دقيقه خيال زن و مرد و اطفال را پريشان كرد . اين آژان و صاحبمنصبهاى آن حتى خود رئيس نظميه هيچ نگفتند . ناصر السلطنه چيزى كه مضحكتر از همه بود ناصر السلطنه در بالكن سر در عمارت باغ خود كه مشرف خيابان است عبائى كول [ انداخته ] و روى صندلى جلوس نموده بود و چند نفر صاحبمنصب و تماشاچى اطراف صندلى ايستاده بودند . كأنّه سان قشون مىبيند و سلام نشسته . مغرب گذشته بود كه راه افتاديم . جمعيت خيلى زياد بود . معتضد در چهارراه شاهآباد از ما جدا شد ، ميدان توپخانه شريكه و امير الدوله . من تنها منزل آمدم و خيلى خسته شدم . تشكر از مؤتمن الملك افخم الدوله ، معتضد السلطنه ، شعاع الدين ميرزا خدمت والاحضرت رفته بودند . بشاش بود اظهار مرحمت كرده بود . عرض نموده بودند مهمانيم . حتى معتضد السلطنه حكايت آرد و كشك را هم عرض كرده بود . رئيس مجلس آمده بود و به قدر نيم ساعت خلوت نموده بود . افخم الدوله از مؤتمن الملك تشكر نموده بود و گفته بود مردم چون مثل شما رئيس مجلس دارند ديگر هيچ دغدغه به خود راه نمىدهند ، انشاء اللّه شما هم خدمت خود را به ملت به آخر مىرسانيد . مؤتمن الملك از تقريرات حاجى آقا ممنون شده بود . بيرق فوج رضاپور امروز بيرق فوج احمدى - كه رضاپور شده - خودمان ديديم ، ليكن باز يكى دو بيرق هم تيپ احمدى نوشته بود كه فراموش شده ، يا همه بيرقها حاضر نبوده است . پنجشنبه 28 شعبان ، 14 حمل - مجلس صبح منعقد شد . مؤتمن الملك رئيس دائم انتخاب شد . عصر مجددا منعقد [ شد ] . مدرس نايب رئيس اول ، سهام السلطان پسر سهم الملك وكيل عراق نايب رئيس دوم ، منشيها و اعضاء مباشرت بعد معلوم خواهد شد .